جاویدنام مجتبی روستایی
جان باختن مجتبی روستایی 40 ساله در ایران تهران افسریه
نویسنده: رودابه
مجتبی، جوانی از جنوب تهران، روزها در کافهای در افسریه کار میکرد؛ آشپز بود، عاشق موسیقی، موتورسواری و رؤیای ساختن زندگیای آرام. دوستانش او را جوانی مهربان و اجتماعی توصیف میکنند؛ کسی که به گفته نزدیکانش «حتی غم را با لبخند تعریف میکرد». او علاقه زیادی به موسیقی اعتراضی و خوانندگانی چون داریوش، فرهاد و فریدون فروغی داشت و آرزو میکرد روزی کافهای کوچک با دیوارهایی پوشیده از عکس هنرمندان محبوبش داشته باشد. مجتبی متأهل بود و همسرش در زمان کشتهشدن او باردار بود. اما فشار روانی ناشی از کشته شدن همسرش و شرایط پس از آن، به سقط جنین انجامید؛ موضوعی که همسر او تا پایان مراسم چهلم پنهان نگه داشت، زیرا نمیخواست اندوه دیگری بر خانواده افزوده شود. پدر مجتبی از رزمندگان جنگ ایران و عراق بود و پیشتر جان باخته بود. یکی از برادرانش نیز سالها قبل فوت کرده و دختری خردسال از او بهجا مانده بود؛ دختری که وابستگی عاطفی عمیقی به عمویش داشت و مرگ مجتبی، ضربه روحی سنگینی برای او بود. خواهر مجتبی نیز پس از کشتهشدن برادرش، تحت فشار و تهدید نهادهای امنیتی قرار گرفت. به گفته نزدیکان خانواده، او با اتهامزنی، تهدید و نسبتدادن عنوانهایی چون «محاربه» مواجه شد و در نهایت قبل از مراسم چهلم ناچار به ترک ایران شد؛ تصمیمی که به از دست رفتن زندگی، شغل و امنیتش انجامید و او را در شرایط دشوار تبعید قرار داد. د…
تهران · افسریه · شلیک گلوله · مجتبی روستایی