جاویدنام سامان علایی
جان باختن سامان علایی 22 ساله در ایران رشت چمستان
نویسنده: رودابه
سامان علایی، جوانی ۲۲ سالهٔ از چمستان مازندران، در شامگاه ۱۹ دیماه در جریان اعتراضات مردمی در منطقهٔ نور هدف گلوله قرار گرفت و جان خود را از دست داد. بر اساس روایت شاهدان عینی، او از پشت سر هدف چند گلولهٔ جنگی قرار گرفت و دیگر آن شب به صبح نرسید. شاهدانی که در محل حضور داشتند میگویند پس از شلیک به او، ضارب فریاد «اللهاکبر» سر داد. سامان بهتازگی خدمت سربازی خود را به پایان رسانده بود. در روزهای پیش از کشته شدنش با شوق از بلند شدن موها و ریشهایش پس از ماهها خدمت سربازی سخن میگفت. در یکی از ویدیوهای بهجامانده از او میشنویم که با لبخند میگوید: «فردا میخوام برم آرایشگاه، موهام چقدر بلند شده. هفدهماه منتظر بودم موهام بلند بشه، میدونی یعنی چی هفدهماه؟» این جملات ساده و روزمره، امروز به یادگارهایی تلخ از زندگی جوانی تبدیل شدهاند که فرصت تحقق آرزوهایش را نیافت. مادر سامان در سوگ فرزندش، عکس او را در آغوش میگیرد و با اشاره به درد ناشی از سرمی که به دستش وصل کردهاند، میگوید: «برای من یه سرم زدن، دستم درد گرفت... یاد سر تو افتادم، چطور تونستن به سرت شلیک کنن؟» در روایت دیگری از حضور او بر مزار فرزندش، با اندوه میپرسد: «از سرما نمردی مامان؟ نگفتی گشنمه؟ پیام دادی مامان غذا درست کن، من امشب میام.» سامان در یکی دیگر از ویدیوهایش خطاب به دوستانش میگوید: «شما منو تنها گذاشتید و…
سامان علایی · رشت،مازندران