جاویدنام مهران خوشنیت رودمعجنی؛ معلمی که آخرین درسش، زندگی بود
جان باختن مهران خوشنیت رودمعجنی 37 ساله در ایران گرگان شالیکوبی_عدالت۱۴
نویسنده: پریا
خورشید ۱۹ دی در گرگان، از شمال شرق ایران طلوع کرد، اما شهر هنوز از جنایت دیشب آرام نگرفته بود. در شبی که گذشت، گرگان شاهد کشتاری هولناک شد؛ شبی که گلوله، صدای مردم را نشانه گرفت، اما نتوانست صدای اعتراض را خاموش کند. دود هنوز در ریههای شهر باقی مانده بود، خیابانها هنوز خاطرهی گلولهها را با خود داشتند و خانوادههایی که آن شب را با اضطراب و چشمهای بیدار به صبح رسانده بودند. گرگان هنوز زیر سنگینی آن شب نفس میکشید. راههای ارتباطی قطع بود، اما با غروب خورشید، مردم شجاع و آگاه دوباره به خیابان آمدند؛ انگار بعد از آن همه دود و گلوله، یک چیز هنوز خاموش نشده بود: ایستادگی. خیابانها دوباره پر شد از جمعیت، از صدا، از خشم، از امید. در این میان، مردی ۳۷ ساله ایستاده بود، با سالها تلاش و تحصیل پشت سرش. مهران خوشنیت رودمعجنی، کارشناس ارشد و پژوهشگر تربیت بدنی از دانشگاه گرگان؛ مردی مهربان و دوستداشتنی که پس از سالها تلاش، بهتازگی استخدام آموزشوپرورش شده و به جمع معلمان ایران پیوسته بود. مهران برای ساختن آیندهاش تلاش کرده بود. قرار بود آنچه آموخته بود، با دانشآموزانش قسمت کند و سهمی در ساختن آیندهی نسلی داشته باشد که هنوز در ابتدای راه است. اما با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه، مهران نیز به میدان آمد؛ چراکه راه نجات ایران را در رهایی از استبداد و گذار به فرد…
گرگان · مهران خوشنیت رودمعجنی · معلم · اهدای عضو