جاویدنام امیر محمد سگوند؛ برارونم خیلین هزار هزارن، سی روز تنگ تفنگ بکارن
جان باختن امیر محمد سگوند 17 ساله در ایران خرمآباد میدان کیو
نویسنده: رودابه
امیرمحمد سگوند، متولد ۲۲ فروردین ۱۳۸۷، فقط هفده سال داشت؛ نوجوانی از خرمآباد، از طایفهی سگوند، یکی از طوایف شناختهشدهی ایل باجلوند. هفدهسالگی بوی مدرسه میدهد؛ سنِ دفتر و کتاب، کوچه و رفیق، نقشههایی که برای چند سال بعد کشیده میشوند و فرداهایی که آنقدر دورند که آدم فرصت دارد بارها شکلشان را عوض کند. امیرمحمد هم در همین نقطه ایستاده بود؛ ابتدای راه. اما شب ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، فردا برای او تمام شد. آن شب، میدان کیو خرمآباد شبیه هیچکدام از شبهای معمول نبود. خیابانها از ساعتها قبل پر شده بود؛ مردم، با فریاد، با دستهای بالا، با چهرههایی مصمم، خیابان را با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی به صحنهای از اعتراضات گسترده تبدیل کرده بودند. تنها با سر دادن شعارهای آزادیخواهی و قدمهای محکمشان، ضربان قلب شهر به تپش افتاده بود. نه فقط از ازدحام، بلکه از خشم و امیدی که درهمتنیده شده بود. نیروهای سرکوب در گوشهوکنار مستقر بودند و سنگینی چکمههایشان، خیابانهای خرمآباد را میلرزاند. صفهای فشرده، نگاههای سخت، آمادهی مقابله. هر لحظه تنش بیشتر میشد؛ هر فریاد، هر حرکت جمعیت، مثل جرقهای بود که میتوانست شعلهای بزرگتر بسازد. در میان این موج انسانی، امیرمحمد هم بود؛ نوجوانی که مثل بسیاری دیگر، با شجاعت آمیخته با امید، در دل اعتراضات ایستاده بود. او فقط تماشاگر نبود؛ بخشی از همان صدای ج…
امیرمحمد سگوند · خرمآباد، لرستان · میدان کیو · طایفه سگوند