جاویدنام امیرعلی قنبرزاده؛ شانزده سال، هزاران آرزو

جان باختن امیرعلی قنبرزاده نوشنق 16 ساله در ایران کرج گرمدره

نویسنده: مهرشید

امیرعلی قنبرزاده نوجوانی بود که زندگی‌اش با ورزش، تحرک و رؤیاهای آینده گره خورده بود. بخش مهمی از روزهایش در زمین‌های بسکتبال و تنیس می‌گذشت؛ ورزشکار مستعدی که علاوه‌بر عضویت در تیم نونهالان بسکتبال آکادمی پاس، تنیس را نیز به‌صورت حرفه‌ای دنبال می‌کرد و قرار بود پس از پایان دورهٔ آموزشی‌اش، به عنوان کمک‌مربی در کنار مربی خود فعالیت کند. او به ژیمناستیک و نواختن هنگ‌درام نیز علاقه داشت و مانند بسیاری از نوجوانان هم‌سن‌وسالش برای آینده برنامه‌ها و آرزوهای فراوانی در سر می‌پروراند. امیرعلی که در آریاشهر تهران و در کنار خانواده‌اش زندگی می‌کرد، فرزند ارشد خانواده بود. او متولد ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ بود و خواهری کوچک‌تر داشت که دنیای کودکی‌اش با حضور برادر بزرگ‌ترش معنا پیدا می‌کرد. نزدیکانش از نوجوانی پرانرژی، مهربان و مسئولیت‌پذیر یاد می‌کنند؛ پسری که با وجود سن کم، نسبت به آن‌چه در جامعهٔ پیرامونش می‌گذشت بی‌تفاوت نبود. با گسترش اعتراضات مردمی در دی‌ماه ۱۴۰۴، امیرعلی نیز مانند بسیاری از هم‌نسلانش تحولات کشور را با حساسیت دنبال می‌کرد. او به خانواده گفته بود: «ما باید حق خودمان را از این حکومت بگیریم.» روز ۱۸ دی‌ماه، برای شرکت در اعتراضات به آریاشهر رفت. آن روز خیابان‌ها مملو از جمعیت بود و با قطع شدن اینترنت و خطوط ارتباطی، خانواده هیچ راهی برای تماس با او نداشتند. در نهایت آن شب امیرعلی به خ…

نوجوان · آریاشهر · کرج گرمدره · امیرعلی قنبرزاده نوشنق

متن کامل را اینجا بخوانید

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.