جاویدنام جواد شایگان ملک؛ مگه باقی که می‌رن مادر ندارن؟

جان باختن جواد شایگان ملک 38 ساله در ایران قرچک ورامین

نویسنده: نورا

تنها چند هفته تا آغاز سی‌ونهمین سال زندگی‌اش مانده بود؛ سالی که هرگز فرصت دیدنش را پیدا نکرد. جواد شایگان‌ملک ۲۶ اسفند ۱۳۶۶ به دنیا آمد. پدر دو فرزند بود؛ پسری ۱۴ ساله و دختری ۵ ساله. حدود یک سال می‌شد که در مخابرات مشغول به کار شده بود. زندگی‌اش میان کار، خانه و دو فرزندی می‌گذشت که دنیایش بودند. کمتر پیش می‌آمد دست خالی به خانه برگردد. اگر چیزی می‌خرید، اول به یاد بچه‌ها بود. شوخی می‌کرد، می‌خنداند و دوست داشت خستگی روز را پشت لبخند خانواده‌اش جا بگذارد. از آن مردهایی بود که هرچقدر زندگی روی شانه‌هایشان سنگینی کند، باز هم تکیه‌گاه خانه می‌مانند. اما آن شب، برای چیزی فراتر از زندگی خودش قدم از خانه بیرون گذاشت؛ برای رویایی که فکر می‌کرد سهم فرزندانش از آینده خواهد بود. وقتی از او خواستند نرود، تنها یک جمله گفت: «مگه جوونای دیگه مادر ندارن که میرن؟» ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، قرچک صحنه کشتار و خون بود. صحنه اصابت گلوله به شاهرگ زندگی. مردمانی که ۱۸ دی‌ماه را به چشم دیده بودند، اما باز به خیابان آمدند؛ برای آنچه حق خود می‌دانستند. همان مردمی که آن شب با گلوله پاسخ گرفتند. در محدوده میدان مرکزی و نزدیک کلانتری، از بالای یک مجتمع تفریحی به سوی مردم بی‌دفاع شلیک می‌شد. تک‌تیراندازها در نقطه‌ای مشرف قرار گرفته بودند و معترضان از پایین، یکی پس از دیگری بر زمین می‌افتادند. او نیز یکی از مجروحان آن ش…

جواد شایگان ملک · قرچک · تیر خلاص

متن کامل را اینجا بخوانید

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.