جاویدنام ابوالفضل پایدار؛ آخرین چشمک قهرمان
جان باختن ابوالفضل پایدارنیا 17 ساله در ایران سبزوار خیابان لاله
نویسنده: چکاد
نگاهی قصهگو و چشمانی گیرا، خیره به دوردستها. کنجکاوم که بدانم در آن لحظه، چشمانداز نگاهت به کدام آرزو و گامهایت در پیِ کدامین هدف به افقِ روشن دوخته شده بود. گویی هزاران هزار حرف در نگاه نافذ تو پنهان است. قهرمانیِ کشوری در شطرنج یا دریافت مدال و کاپ در فوتبال! شاید هم درس و دانشگاه و…؛ ولی قطعاً هرگز به نیستی فکر نمیکردی. مگر امکان دارد که با دیدن عکسی از تو، روایت زندگیِ کوتاهات را — هرچند لبریز از بلندپروازیهای بیصدا — نادیده گرفت و بیتفاوت از کنارش گذشت؟ قهرمانی متعادل در اوج نوجوانی، پرانرژی، بانشاط و سرزنده بودی و از کودکی، شیرینزبان و دوستداشتنی. در شگفتم که چطور ممکن است بازی زمانه جاویدنامها را اینگونه دستچین کند؛ یکی از یکی دلنشینتر. بیشک توانمندیهای شما در ظرف کلمات و نوشتار نمیگنجد و هیچ واژهای جوابگوی این حجم از شجاعت نیست. محصلی که ریتم زندگیاش با بیتهای رپ کوک شده و دغدغههایش را بیان میکند؛ از شهر سبزوارِ استان خراسان که با «سربداران» توصیف شده است؛ جایی که مردمانش آمادگی دارند تا سربهدار دهند، اما زیر بار ذلت و خواری نمیروند. نوجوانی که شایستگی جهانیشدن را داشت و ایکاش این حسرت هرگز بر دلِ مادر نمینشست. نزدیکانت تو را «ابول» میخواندند. خیلی مشتاقم تصاویر و فیلمهای موجود در فضای مجازی از تو، «ابوالفضل پایدار»، نوجوان خوشچهره و ورزشدوست…
ابوالفضل پایدار · سبزوار خراسان · آخرین چشمک قهرمان · باشگاه فوتبالِ منچستر یونایتد