روایت جاویدنام عباس کشاورز؛ زندگی نکردم
جان باختن عباس کشاورز 39 ساله در ایران لاهیجان لفمجان
نویسنده: کهن
جاویدنام عباس کشاورز، شهروند ۳۹ سالهی گیلک و اهل روستای لفمجان از توابع لاهیجان، در ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، در پی فراخوان رضا پهلوی به اعتراضات مردمی و انقلاب ایرانیان در شهر رشت پیوست. اطلاعات زیادی دربارهی این دلاور در دست نیست، اما گویا او به تازگی مدرک مهندسی خود را دریافت کرده بود، متاهل بود و یک فرزند دوازدهساله داشت. در ویدئوهایی که در شبکههای اجتماعی و صفحهی خواهرش منتشر شده، تنها مادر و خواهر او حضور دارند. خواهرش، سپیده کشاورز، در صفحهاش خاطرات و عکسهایی از او را منتشر کرده و دربارهاش بسیار نوشته است. عباس کشاورز، در شب دوم فراخوان در محدودهی صیغلان رشت، مورد اصابت گلولهی جنگی قرار گرفت و جان عزیزش را فدای میهن نمود. حاضران گفتهاند که گلوله به شکم او برخورد کرده و از کمرش خارج شده است. پیکر او از رشت به روستای زادگاهش لفمجان منتقل شد و میان جمعیت انبوه همشهریان با شعارهای ضدحکومتی و مراسم سنتی گیلان و دمامهزنی به خاک سپرده شد. در مراسم چهلم او نیز جمعیت بسیاری حاضر شد و یادبود باشکوهی برگزار شد. سخنان گیلکی مادر داغدارش که در تاریکی شب بر مزار او بر زبان میآورد، اشک هر انسانی را بر چهره روان میکند. طبق روایتها، پیکر عباس و چند تن دیگر از جانفدایان با آسیبهای بسیاری شناسایی شد؛ به نوشتهی هیرکانی: «شاهدان عینی از وجود جراحات شدید، متعدد و غیرمعمول بر بدن او خبر…
عباس کشاورز، لاهیجان، رشت، لفمجان