جاویدنام آرنیکا دباغ، زندگی ناتمام یک قهرمان شنا
جان باختن آرنیکا دباغ 15 ساله در ایران گرگان
نویسنده: دلآرا
آرنیکا دباغ، پانزدهساله؛ دختری که آب خانهی دومش بود و رویاهایش، به وسعت اقیانوس، بیانتها. از سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۴، مدال پشت مدال گرفت: دو برنز و یک نقره در مسابقات قهرمانی کشور، و هفت مقام برتر در رقابتهای کشوری دختران زیر ۱۲ سال. مدالها فقط فلز نبودند؛ هرکدام تکهای از ارادهاش بودند، نشانهای از تلاشی که هر روز برای بهتر شدن میکرد. به گفتهی خواهرش، امسال قرار بود سالِ شکستن رکوردها باشد. قرار بود نام آرنیکا بیش از همیشه بر تابلو نتایج بدرخشد. او برنامه داشت قهرمان شنای کشور شود؛ نه فقط برای مدال، بلکه برای اثبات اینکه میتوان با تلاش و جسارت، مرزها را عقب زد. خانهشان چهار نفره بود: پدر، مادر و دو خواهر. آرنیکا «شورِ خانه» بود؛ دختری سرشار از شادی، لبریز از عشق به زندگی، بیپروا و شجاع. از آنهایی که با خنده وارد اتاق میشوند و فضا را تغییر میدهند؛ و نبودنشان، سکوتی سنگین به جا میگذارد. نوزدهم دیماه ۱۴۰۴، در گرگان، گلولهای جنگی مسیر زندگیاش را برید. همان شب، خواهرش عینک خونآلود او را در خیابان پیدا کرد. امید داشت که فقط چشمش آسیب دیده باشد؛ امید داشت که هنوز بتواند دوباره کنار استخر بایستد اما حقیقت تلختر از آن بود که تصور میکردند. آرنیکا پس از انتقال به بیمارستان جان باخت. مرگ او فقط خاموش شدن یک نوجوان نبود؛ شکستن رؤیای رکوردی بود که هنوز ثبت نشده بود. قطع شدن نفس…
قهرمان شنا