جاویدنام علی آزادفر ؛ او هنوز نفس می کشید
جان باختن علی آزادفر 23 ساله در ایران کرمان
نویسنده: ارشان
علی آزادفر؛ چهل روز بینام در سردخانه من علی آزادفر هستم؛ جوانی از راین کرمان، از همان آدمهایی که زندگی خیلی زود وادارشان میکند روی پای خودشان بایستند. پدرم را در کودکی از دست دادم. پس از ازدواج دوباره مادرم، شرایط زندگیام تغییر کرد و بخش بزرگی از سالهای بعد را دور از خانواده گذراندم. زندگی آسانی نداشتم، اما یاد گرفتم برای تأمین نیازهایم کار کنم و به تلاش خودم تکیه داشته باشم. از راین راهی تهران شدم و کارگری کردم. بیشتر روزهایم میان کار و خستگی میگذشت. درآمد زیادی نداشتم و آنچه به دست میآوردم، حاصل ساعتها زحمت بود. میخواستم پساندازی جمع کنم، وسیله نقلیهای برای خودم بخرم و زندگی مستقلی بسازم. آرزوهایم دور از دسترس به نظر نمیرسیدند. میخواستم بتوانم بدون نگرانی همیشگی از هزینههای زندگی، برای آیندهام برنامه داشته باشم. برای رسیدن به همین خواستههای معمولی کار میکردم و امیدوار بودم روزی شرایط بهتری پیدا کنم. دیماه ۱۴۰۴، اعتراضات سراسری ایران گسترش یافت. مردم در شهرهای مختلف علیه مشکلات اقتصادی، محدودیت آزادیها و سرکوب به خیابان آمدند. در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، همزمان با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، تجمعات گستردهای در جریان خیزشی برگزار شد که با عنوان انقلاب شیر و خورشید نیز شناخته میشود. من هم از شرایط زندگی و آیندهای که پیش رویم بود ناراضی بودم. پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، براب…
علی_آزادفر · تکیه_گاه_خانواده · کرمان · انقلاب شیروخورشید ایران