جاویدنام عرفان صفری سرشکه؛ یک جرعه آب
جان باختن عرفان صفری سرشکه 23 ساله در ایران اسلامشهر
نویسنده: کهن
عرفان صفری، جوان ۲۳ سالهی گیلک، زاده و اهل روستای سرشکه لاهیجان و ساکن پرند بود. او طلاساز بود و بهتازگی خدمت سربازیاش را به پایان رسانده بود. او تکپسر خانواده بود و یک خواهر داشت. او پس از سالها در تدارک آغاز زندگی مشترک با عشق زندگیاش بود؛ فرصتی که شامگاه ۱۹ دی ۱۴۰۴، توسط جمهوری اسلامی از او گرفته شد. به گفتهی نزدیکانش، عرفان آن شب به خانهی یکی از دوستانش در اسلامشهر رفته بود که هدف گلولهی نیروهای امنیتی از ناحیهی پا قرار گرفت. مأموران با گلولههای جنگی و تیرهای ساچمهای او را هدف قرار دادند. دوستانش پس از تیر خوردنش، او را در خیابان رها کردند و گریختند. عرفان که بر اثر خونریزی شدید مدتی بیهوش شده بود، پس از آنکه به هوش آمد، با بدنی غرق در خون، خود را به خانهی زنی رساند و جرعهای آب درخواست کرد. آن زن او را به بیمارستان رساند، اما زمان از دست رفته و شدت خونریزی، فرصتی برای نجاتش باقی نگذاشت و او جان عزیزش را فدای ایران کرد. نامزدش در صفحهی اجتماعی خود بارها از غم و درد از دست دادن عرفان نوشته، به رها شدن او در خیابان از سوی دوستانش اشاره کرده و دیگر روایتهای منتشرشده دربارهی نحوهی کشته شدنش را دروغ خوانده است. او در جایی نوشته: «بدهید در تاریخ بنویسند: گلوله نکشت، نارفیقان کشتند. نارفیقان، به مزارش که رفتید، خون جگر عزیزانش را با لیوان سر بکشید.» و باز در دلن…
عرفان صفری سرشکه · سرشکه · لاهیجان · اسلامشهر