جاویدنام مهدی حسینی منجزی

جان باختن مهدی حسینی منجزی 30 ساله در ایران اصفهان یزدانشهر

نویسنده: نَفَس

روی میز، دو شیء کوچک تمام جغرافیا و آینده‌ی یک خانه را در خود خلاصه کرده بودند: یک حلقه‌ی طلایی ساده و یک کلید برنجی. این‌ها تمامِ سهمِ عینیِ یک جوان سی‌ساله از سقفی بود که قرار بود پس از عبور از سوزِ زمستان و با آمدن بهار، مأمنِ خنده‌ها و روزمرگی‌های او و همسرش شود. مهدی حسینی منجزی، فرزند آخر خانواده‌ای از تبار لرهای بختیاری، تکنسین متالورژی و ساکن یزدان‌شهر اصفهان، تازه عقد کرده بود. او ماه‌ها تلاش کرده بود و توانسته بود خانه‌ای کوچک بخرد؛ چهاردیواری ساده‌ای که همه‌ی برنامه‌هایش به آغاز زندگی در آن پس از تعطیلات عید نوروز ختم می‌شد. نزدیکانش او را با خوش‌رویی مدام و نشاطی می‌شناختند که در یادها مانده است. اما زمانه در دی‌ماه سال ۱۴۰۴ سرنوشت دیگری برای این آرزوهای ساده رقم زد. در اواسط همین ماه، با انتشار فراخوان عمومی شاهزاده رضا پهلوی برای حضور هم‌زمان در خیابان‌ها در شب‌های هجدهم و نوزدهم دی‌ماه، شهرهای مختلف ایران، از جمله یزدان‌شهر و نجف‌آباد، کانون تجمعات اعتراض‌آمیز مردم شدند. در شامگاه نوزدهم دی‌ماه، هم‌زمان با اوج‌گیری حضور خیابانی معترضان، صدای ممتد اعتراض از پنجره‌ها عبور کرد و به گوش مهدی رسید. وقتی نزدیکان نگران از او می‌خواستند بماند و به دل شلوغی‌ها نرود، مهدی با کلماتی که بعدها به وصیت او بدل شد، پاسخ داد: «پشت مردم را نباید خالی کنیم؛ می‌رویم که کنار مردم باشیم.»…

مهدی حسینی منجزی · جاویدنام های یزدانشهر · فولادشهر

متن کامل را اینجا بخوانید

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.