جاویدنام راشد صالح دستجردی؛ قهرمان دستجرد
جان باختن راشد صالح دستجردی 21 ساله در ایران اصفهان خیابان رودکی
نویسنده: آناهیتا
در یکی از گرمترین ماههای گرم تابستان در اصفهان به دنیا آمدم. پدر و مادرم نام «راشد» را برایم انتخاب کردند. تنها فرزندشان بودم و از همان کودکی به من آموختند شریف زندگی کنم و حرمت انسانها را نگه دارم. هر شنبه با دوستانم به زمین والیبال میرفتیم و ساعتها بازی میکردیم. آن ساعتهای کنار هم بودن، بخشی از زندگیای بود که دوستش داشتم. دانشجو هم بودم و مثل بسیاری از همنسلانم، برای آیندهام برنامهها و آرزوهای زیادی داشتم. در صفحهی اینستاگرامم، کنار نامم یک واژه دیده میشد: «Amertat»؛ به معنای جاودانگی و نامیرایی. آن روزها شاید هیچوقت فکر نمیکردم روزی این واژه برای کسانی که از من یاد میکنند، معنای دیگری پیدا کند. هفتم دیماه ۱۴۰۴، اعتراضها با تعطیلی مغازهها و تجمع کسبه در تهران آغاز شد. سقوط ارزش پول، جهش قیمت ارز و گرانی، زندگی مردم و کار بازاریان را دشوار کرده بود. اعتراضها بهسرعت از بازار به خیابانها و از تهران به شهرهای دیگر رسید. مردمی که از فشار معیشتی، سوءمدیریت و سالها سرکوب به ستوه آمده بودند، خواهان تغییر شدند و شعارهایشان علیه جمهوری اسلامی در خیابانها پیچید. با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای حضور در خیابان در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، تصمیم گرفتم در نخستین شب به جمع معترضان بپیوندم. بیستویک سال داشتم و مثل بسیاری از ایرانیانی که آن شب بیرون آمده بودند، میخواستم در تغ…
راشد صالح دستجردی · دانشجو · شاهزاده رضا پهلوی · اصفهان