جاویدنام قاسم کتان

جان باختن قاسم کتان 38 ساله در ایران شوشتر

نویسنده: جاوید

در شوشتر، کمتر کسی او را قاسم صدا می‌زد. برای خیلی‌ها «کیوان» بود؛ مردی ۳۸ ساله که تمام زندگی‌اش در همان شهر گذشته بود. مجرد بود و مانند بسیاری از همشهریانش، روزهایش را در کوچه‌ها و خیابان‌هایی سپری می‌کرد که مردمش به خونگرمی و همدلی شناخته می‌شوند. هیچ‌کس تصور نمی‌کرد نام او روزی در کنار روایت یکی از تلخ‌ترین روزهای شوشتر ثبت شود. ۱۸ دی ۱۴۰۴، هم‌زمان با اعتراضات مردمی، کیوان نیز در میان جمعیت حضور داشت. آن روز، خیابان‌های شهر صحنه رویارویی مردم و نیروهای امنیتی بود؛ رویارویی‌ای که برای او به آخرین روز زندگی‌اش تبدیل شد. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، نیروهای امنیتی ابتدا بیش از صد گلوله ساچمه‌ای به بدن او شلیک کردند. شدت جراحت‌ها به اندازه‌ای بود که دیگر توان ایستادن نداشت و بر زمین افتاد. اما حتی افتادن او نیز پایان خشونت نبود. در حالی که بی‌دفاع روی زمین افتاده بود، دو گلوله جنگی از سلاح کلاشینکف به سویش شلیک شد؛ یک گلوله از پشت و گلوله‌ای دیگر از روبه‌رو که به قلبش اصابت کرد و جانش را گرفت. مرگ کیوان، آغاز رنجی دیگر برای خانواده‌اش بود. پیکرش چند روز در اختیار نهادهای امنیتی باقی ماند و تنها پس از تحمیل محدودیت‌هایی به خانواده، اجازه تحویل آن را دادند. برای مراسم خاک‌سپاری نیز زمان تعیین کردند؛ خانواده ناچار شدند پیش از روشن شدن هوا، در ساعاتی از بامداد، با عزیزشان وداع کنند. حتی…

قاسم کتان · شوشتر · خوزستان · جاویدنامان خوزستان

متن کامل را اینجا بخوانید

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.