محمدحسین غلامی؛ نیمکت خالی‌ای که فریاد می‌زند

جان باختن محمدحسین غلامی 18 ساله در ایران مشهد

نویسنده: نارینا

نیمکت خالی محمدحسین غلامی، دانش‌آموز هجده‌ساله، هنوز در کلاس درس مدرسه‌اش در مشهد باقی مانده است. جایی که باید پر از صدای درس‌خواندن، خنده‌های نوجوانانه و رویاهای بزرگ باشد، حالا فقط سکوت سنگینی حاکم است. محمدحسین غلامی، جوانی پر از شور و آینده، در نوزدهم دی‌ماه ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات سراسری مردم مشهد، هدف شلیک مستقیم مزدوران رژیم قرار گرفت و جان باخت. او فقط یک دانش‌آموز معمولی نبود. نوجوانی بود که هر روز با همان نیمکت، آرزوهایش را پرورش می‌داد. رویاهایی برای آینده‌ای روشن، برای دانشگاه، برای شغلی که به خانواده‌اش کمک کند، برای زندگی‌ای آزاد و با کرامت. او می‌توانست آن نیمکت را با کتاب، قلم و امید پر کند. می‌توانست یکی از هزاران جوانی باشد که این سرزمین برای ساختن فردایش به آن‌ها نیاز داشت. اما رژیم جمهوری اسلامی حتی از این نوجوان هجده‌ساله هم وحشت داشت. وحشتی که فقط با گلوله پاسخ داده شد. در آن روز خونین، وسط خیزش مردمی که فریاد آزادی‌شان آسمان مشهد را پر کرده بود، مزدوران سرکوبگر بدون هیچ تردیدی مستقیم به سمت او شلیک کردند. گلوله‌ای که زندگی یک نوجوان را در یک لحظه خاموش کرد. گلوله‌ای که نه فقط محمدحسین را، بلکه تمام رویاهایش، خنده‌هایش و آینده‌ای را که هنوز نرسیده بود، هدف گرفت. حالا در کلاس درس، نیمکت او خالی مانده. نیمکتی که هر روز معلمان و همکلاسی‌هایش با نگاهی سنگین به آن…

محمدحسین غلامی · مشهد · دانش اموز · فرزند

متن کامل را اینجا بخوانید

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.