جاویدنام امیر کیادربندسری
جان باختن امیر کیادربندسری 29 ساله در ایران تهران شهرری
نویسنده: سروا
ریشه در خاک گیلان داشت، اما روزگارش در هیاهو و شلوغی تهران میگذشت. امیر کیادربندسری، متولد ۹ اردیبهشت ۱۳۷۵، جوانی ۲۹ساله و کاسب بازار عمدهفروشی مواد غذایی تهران بود. خوشرو، خوشاخلاق و پرانرژی؛ عاشق طبیعتگردی و بدنسازی بود. امیر آنقدر با کودکان مهربان بود که خیلی زود با هر بچهای اخت میشد. اما مهمترین دلبستگی زندگیاش خانوادهاش بود. همهی تلاشش برای آسودگی آنها بود. پسری که دل مادرش به بودنش قرص بود و برادری که برای خواهر ۲۲سالهاش، ملیکا، محرم راز، تکیهگاه و نزدیکترین رفیق زندگیاش بود. میان امیر و ملیکا رابطهای فراتر از نسبت خونی جریان داشت. پیوندی از آن دست که با یک نگاه، حرفهای ناگفته را میفهمند و نبودن یکی، جهان دیگری را از هم میپاشد. امیر آرزوهای بزرگی برای آینده داشت. در روزهای آخر، به یکی از دوستانش گفته بود: « من میخوام یه اسمی از خودم بذارم… بذار یه اتفاقی بیفته نسلهای بعدی با خوبی زندگی کنند .» اما این رویای روشن، شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در خیابانهای شهرری با اصابت گلولههای ساچمهای از سوی سرکوبگران حکومتی به سر، صورت و گردنش خاموش شد. پیکر مجروحش را به بیمارستان فیروزآبادی بردند، اما جراحات عمیقتر از آن بودند که تاب بیاورد و امیر در بامداد ۱۹ دی جان سپرد. پیکر او در قطعه ۸۱، ردیف ۶۳ بهشت زهرای تهران آرام گرفت. کابوس آن شب و تصویر صورت زخمی امیر، روح خو…
امیر کیادربندسری · شهرری · تهران