جاویدنام سامان گرامی
جان باختن سامان گرامی 29 ساله در ایران مرودشت
نویسنده: نَفَس
مرودشت، شهر تخت جمشید، شهر کوروش بزرگ و زادگاه منشور حقوق بشر، در دیماه ۱۴۰۴ نیز همچون بسیاری از شهرهای ایران شاهد حضور مردمی بود که برای مطالبه حقوق از دسترفته خود به خیابانها آمدند. در میان آن جمعیت، سامان گرامی نیز حضور داشت؛ جوانی که زندگی از همان سالهای کودکی با او مهربان نبود. سامان در کودکی با اندوهی بزرگ روبهرو شد. او در ۹ سالگی پدرش را از دست داد؛ فقدانی که در آن سن کم، بار سنگینی بر زندگیاش گذاشت. سالها بعد، در حالی که هنوز با داغ پدر کنار نیامده بود، در ۱۶ سالگی نیز خواهرش را از دست داد و بار دیگر با غم و سوگی عمیق روبهرو شد. این دو فقدان بزرگ، بخشی از دشوارترین فصلهای زندگی او را رقم زدند، اما سامان با وجود همه این رنجها تلاش کرد تسلیم نشود و مسیر زندگی خود را ادامه دهد. با وجود این سختیها، او مسیر زندگی را ادامه داد و به عنوان راننده در نیروهای اجرایی شرکت کارتنسازی استان فارس مشغول به کار شد. دوستان و آشنایانش او را جوانی باحیا، سختکوش و سرشار از امید توصیف میکنند؛ کسی که با وجود رنجهای فراوان زندگی، نگاهش را به آینده از دست نداده بود و با تلاش و پشتکار برای ساختن فردایی بهتر میکوشید. او در رؤیای تشکیل خانواده بود و برای رسیدن به این آرزو تلاش میکرد؛ آرزویی ساده و انسانی که مانند بسیاری از جوانان همنسلش در دل میپروراند. شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، شبی که…
جاویدنام های مرودشت · جاویدنام سامان گرامی · سامان گرامی · مرودشت