جاویدنام احسان عظیمی

جان باختن احسان عظیمی 35 ساله در ایران اصفهان نجف

نویسنده: نَفَس

احسان عظیمی سی‌وپنج ساله بود، اهل نجف‌آباد اصفهان. ورزشکار بود و در میان آشنایانش به قدرت بدنی و روحیه‌ی پهلوانی‌اش شناخته می‌شد؛ همان روحیه‌ای که در فرهنگ ایرانی از دیرباز با جوانمردی و مردانگی گره خورده است. کسانی که او را می‌شناختند از او به‌عنوان مردی بامرام و جوانمرد یاد می‌کردند. شغلش شیشه‌بری بود و در کنار آن، کندوی عسل هم می‌ساخت. حدود چهار سال پیش، همسرش را بر اثر سرطان از دست داده بود. از آن پس، تمام زندگی‌اش را وقف بزرگ‌ کردن پسر هشت‌ساله‌اش کرده بود. در شامگاه ۱۸ دی‌ماه، احسان هم مثل بسیاری دیگر از مردمان نجف‌آباد به خیابان آمد. نه برای جنگ، که برای فریاد‌زدن آزادی؛ برای گرفتن حقی که باور داشت از او و هم‌وطنانش گرفته شده بود. در همان شب، نیروهای سرکوب با شلیک گلوله‌ی ساچمه‌ای به ناحیه‌ی چشمش او را هدف قرار دادند. پیکر زخمی‌اش را به بیمارستان محمد منتظری منتقل کردند. اما نیروهای سرکوب به همین بسنده نکردند؛ با حمله به بیمارستان، در همان وضعیت با شلیک گلوله به ناحیه‌ی سر، جانش را گرفتند. پیکر احسان، بدون اطلاع خانواده و در بی‌خبری، توسط نیروهای امنیتی به خاک سپرده شد. خانواده‌اش تنها چند روز بعد، پس از آن‌که پیکرش غریبانه دفن شده بود، توانستند آگهی فوت او را منتشر کنند و مراسمی برای وداع با او برگزار کنند. در مراسم چهلم او، جمع زیادی بر مزارش در آرامستان نجف‌آباد گرد آمدند…

احسان عظیمی · جاویدنام های نجف‌آباد · بیمارستان محمد منتظری

متن کامل را اینجا بخوانید

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.