جاویدنام جواد جلیلوند؛ حتی از سنگ مزارش هم ترسیدند

جان باختن جواد جلیلوند 45 ساله در ایران کرج مهرشهر

نویسنده: مهرشید

جواد جلیلوند، کارمند و مدیر مسئول شرکت کاله در استان البرز، پدر یک پسر شش‌ساله و دختری شش‌ماهه بود. روز ۱۹ دی‌ماه، در مهرشهر کرج، بلوار ارم، خیابان شعبان‌آباد، با شلیک مستقیم گلوله به سر هدف قرار گرفت و جان باخت. با کشته شدن او، زندگی همسر و دو فرزند خردسالش برای همیشه دگرگون شد. اما رنج خانواده با جان باختن جواد پایان نیافت. نیروهای امنیتی دو روز از تحویل پیکر او خودداری کردند و خانواده را تحت فشار گذاشتند تا اعلام کنند جواد از نیروهای بسیجی بوده است؛ خواسته‌ای که خانواده با وجود همه تهدیدها نپذیرفت. در نهایت، اجازه ندادند او در کرج یا تهران به خاک سپرده شود و خانواده ناچار شدند پیکرش را به زادگاهش، تویسرکان، منتقل کنند. جواد سرانجام در ۲۲ دی‌ماه، در میان حضور پرشمار مردم در خاک آرام گرفت. نزدیکان جواد می‌گویند او هیچ‌گاه مخالفتش با جمهوری اسلامی را پنهان نمی‌کرد و بارها می‌گفت آزادی بی‌هزینه به دست نمی‌آید. شاید کمتر کسی گمان می‌کرد که خود او نیز بهای این باور را با جانش بپردازد. فشار بر خانواده اما حتی پس از خاک‌سپاری نیز ادامه یافت. در دوم فروردین ۱۴۰۵، نیروهای امنیتی و اطلاعاتی سپاه به خانه مادر جواد در روستای کرزان یورش بردند، اعضای خانواده را مورد ضرب‌وشتم قرار دادند و برادر جواد، دو خواهرزاده و یکی از پسرعموهایش را بازداشت کردند. آن‌ها خانواده را تهدید کردند که اگر سنگ مزار…

جواد جلیلوند · مهرشهر · تویسرکان · سنگ مزار

متن کامل را اینجا بخوانید

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.