جاویدنام سعید خورچه فراهانی؛ شهید راه وطن

جان باختن سعید خورچه فراهانی 32 ساله در ایران تهران افسریه

نویسنده: نورا

سعید خورچه فراهانی ۳۲ سال داشت؛ جوانی از آشتیان که زندگی‌اش در تهران گذشته بود. خانه‌اش در مشیریه بود و در افسریه شیشه و قفل خودرو تعمیر می‌کرد. از آن آدم‌هایی بود که زندگی را در اتفاق‌های بزرگ جست‌وجو نمی‌کرد؛ کار می‌کرد، کنار آدم‌ها بود، می‌خندید و هر وقت فرصتی دست می‌داد، سهم خودش را از شادی برمی‌داشت. از روزهای زندگی‌اش فیلم‌های زیادی مانده؛ تصویر جوانی سرزنده که هنوز فرصت‌های زیادی پیش رویش بود. پنج‌شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، افسریه یکی از نقاط پرالتهاب تهران بود. جمعیت زیادی به خیابان آمده بودند و سعید نیز میان آن‌ها بود؛ در محله‌ای که خودش هر روز برای کار به آن رفت‌وآمد داشت. بالای یکی از ساختمان‌های نزدیک، تک‌تیراندازی مستقر بود و مردم را هدف می‌گرفت. گلوله‌ای از پشت به سر سعید اصابت کرد و او همان‌جا جان باخت. کسانی که بالای سرش رسیدند، او را نمی‌شناختند و نمی‌دانستند خانواده‌اش را چطور پیدا کنند. گوشی سعید را پیدا کردند و با انگشت خودش قفل تلفن را باز کردند تا میان شماره‌هایش کسی را پیدا کنند. حدود ساعت ده شب، اولین تماس با خانواده گرفته شد. آن سوی خط کسی بود که خبر داد: «بیایید، سعید تیر خورده.» آن شب سعید تنها جوانی نبود که پیکرش در خیابان مانده بود. چند نفر دیگر هم کشته شده بودند و در میان آن آشوب، آدم‌هایی که تا چند ساعت پیش حتی نام یک‌دیگر را نمی‌دانستند، به کمک هم آمدند. یکی د…

سعید خورچه فراهانی · تهران · افسریه

متن کامل را اینجا بخوانید

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.