جاویدنام جلیل دوستیار براهویی

جان باختن جلیل دوستیار براهویی 22 ساله در ایران یزد میبد

نویسنده: روژآوا

در میان هیاهوی کودکان در گوشهٔ پارک نشسته‌ام، دیدن بازی آن‌ها و شنیدن فریادهای شادشان لذت‌بخش است. دو پسرک خردسال کنار نیمکت من ایستاده‌اند و با شور و شوق از شروع مدرسه صحبت می‌کنند. از این‌که، بزرگ شده‌اند و قرار است از چند ماه دیگر مثل خواهر و برادر بزرگ‌ترشان به مدرسه بروند، دکتر و مهندس و خلبان شوند، تا انتخاب رنگ کیف و کفش هماهنگ و خرید دفترهایی با عکس ابرقهرمانان قصه‌هایشان. اما ذهن من در میان این سرزمین رؤیایی، پر می‌کشد به سمت فیلم کوتاهی که امروز در اینستاگرام در صفحهٔ «رصد بلوچ» دیدم. پسر جوانی که مشغول کار است و با صدای دلنشین و لبخند محجوبش آوایی با گویش بلوچستان می‌خواند. پسرکی که هرگز دغدغهٔ اول مهر، کیف و کفش نو و دفتر و کتاب‌های رنگارنگ را نداشت. جوانی خوش‌سیما و برازنده که هرگز از فرصت برابر، برای فکر به آینده‌اش و انتخاب شغل مورد علاقه‌اش، برخوردار نبود. تنها فرصتی که یافت انتخاب بین شرافت، انسانیت و خودخواهی و بی‌شرافتی بود. تنها فرصت او انتخاب بین شغلی با درآمد بیشتر هرچند سخت و شغلی با درآمد کمتر بود و انتخاب جلیل دوستیار براهوییِ بلوچ، کار با‌شرافت، دور از زادگاه و خانواده بود؛ انتخاب انسانیت و بزرگ‌منشی به‌جای خودخواهی بود. نحوهٔ بزرگ شدن کودکان چه دختر و چه پسر، در استان‌های محروم کشور ایران متفاوت با بقیهٔ مناطق است. واژه‌هایی که شاید بقیهٔ کودکان تا ابتدای…

سیستان و بلوچستان · جلیل دوستیار براهویی · کارگر

متن کامل را اینجا بخوانید

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.