جاویدنام عباس ملکی
جان باختن عباس ملکی 34 ساله در ایران کرج مارلیک
نویسنده: جاوید
عباس ملکی ۳۴ ساله بود؛ مردی از مارلیک کرج که زندگیاش در همان مغازهٔ کوچک فستفود میگذشت. اما برای خیلیها، عباس فقط صاحب یک فستفود نبود. هرجا میشنید کودکی به کمک نیاز دارد، خانوادهای توان خرید دارو ندارد یا بیماری در نقطهای دور از ایران دنبال دارویی کمیاب میگردد، بیسروصدا دست به کار میشد. از درآمد محدود خودش میگذشت تا گرهی از زندگی دیگران باز کند. بسیاری از کسانی که روزی از او کمک گرفته بودند، شاید هرگز فرصت نکردند از او تشکر کنند. شب ۱۸ دی، عباس از خانهٔ یکی از دوستانش خارج شد. خیابانها پر از جمعیت بود. او هم به سمت مردم رفت؛ اما تنها چند لحظه بعد، گلولهای از پشت به پهلویش اصابت کرد. دوستانش بعدها روایت کردند که عباس پس از اصابت گلوله فقط یک جمله گفت: «سووووختم...» وقتی از او خواستند بلند شود، آرام پاسخ داد: «نمیتونم... من میمیرم.» چند نفر از دوستانش به همراه یکی از همسایهها که رانندهٔ تاکسی بود، او را داخل خودرو گذاشتند تا به بیمارستان برسانند. اما در میانهٔ راه، مأموران خودرو را متوقف کردند. دوستان عباس را با ضرب و شتم از ماشین بیرون کشیدند و بردند. رانندهٔ تاکسی با التماس از آنان خواست اجازه دهند عباس به بیمارستان برسد. سرانجام او را به همراه مأمور نیروی انتظامی به بیمارستان فرستادند. همان شب یک عمل جراحی روی عباس انجام شد و صبح ۱۹ دی عمل دوم. به گفتهٔ کادر بخش م…
عباس ملکی · کرج · مارلیک · امامزاده ابراهیم ملارد