جاویدنام سلیمان نوروزی؛ اگه من نرم، پس کی بره؟
جان باختن سلیمان نوروزی 33 ساله در ایران شاهرود
نویسنده: سپهر
سلیمان نوروزی، ۳۳ ساله بود و متولد ۱۵ فروردین ۱۳۷۱؛ متأهل بود و دختری خردسال به نام دلانا داشت. او پسر اول خانواده و ساکن شاهرود بود؛ مردی زحمتکش و مسئولیتپذیر که بخش بزرگی از زندگی کوتاهش را برای تأمین آسایش همسر و دختر کوچکش و حمایت از خانوادهاش صرف میکرد. سلیمان به خانواده وابستگی عاطفی عمیقی داشت و در کنار همسر و فرزندش، خود را مسئول تأمین زندگی پدر و مادرش نیز میدانست. برای همین، دو شغل همزمان داشت. از هفت صبح تا یازده شب در کار پخش مواد پروتئینی بود؛ هم ویزیتور بود و هم رانندهی پخش. پس از آن، از یازده شب تا دو بامداد در یک سوپرمارکت کار میکرد. ساعتهای طولانی کار خستهکننده بود، اما سلیمان امید داشت با تحمل این سختیها، آیندهای آرامتر و بهتر برای خانوادهاش بسازد. نزدیکانش او را مردی مهربان، متین، مسئولیتپذیر و زحمتکش توصیف میکردند؛ مردی آرام و بیآزار که در عین خستگیهای روزمره، خنده و شوخی را از زندگیاش حذف نکرده بود. خودرو، بهویژه پژو پارس شیشهدودی و سیستم صوتی آن، از علاقهمندیهایش بود. موسیقی، قهوه، سفر، جنگل و دریا را دوست داشت و از تفریح و سفر در کنار خانواده لذت میبرد. سلیمان برای آینده هم رویاهایی داشت. آرزو داشت روزی همراه برادرش کسبوکار خودشان را راه بیندازند؛ یک سوپرمارکت یا جگرکی. حتی به همسرش وعده داده بود که این روزهای سخت کاری موقتی است و تا عی…
سلیمان نوروزی · شاهرود