جاویدنام ایمان اسدی

Décès ایمان اسدی 31 ans en ایران Téhéran تهرانپارس

Écrit par: نَفَس

جاویدنام ایمان اسدی، جوانی بود که گویی دلش از همان ابتدا در مسیر آرمان‌هایی بزرگ‌تر از زندگی روزمره‌اش قدم گذاشته بود. او در راه هدفی که به آن باور داشت، یعنی آزادی و آینده‌ای بهتر برای وطن، جان خود را از دست داد. در ویدیویی که از ایمان به‌جا مانده، او درباره‌ی باورها و نگاهش به زندگی و همچنین مسیر انتخابی‌اش صحبت می‌کند؛ مسیری که آن را آگاهانه و از سر پایبندی به آرمان‌هایش توصیف می‌کند. در کلامش می‌توان صداقت، دغدغه و باور عمیق به تغییر را احساس کرد. ایمان یکی از هزاران پیکری بود که پس از آن روزها، بی‌نام و نشان در کیسه‌های مشکی به خانواده‌ها تحویل داده شد. بر روی کیسه‌ی سیاهی که پیکر ایمان در آن بود، تنها شماره‌ی «۱۱۸۳۸» نوشته شده بود و هیچ نامی بر آن نبود. خواهرش در صفحه‌ی اینستاگرامش نوشته بود: «تو ناشناس نیستی… ایمانم، تو فرزند ایران هستی.» ایمان، جوانی ۳۰ ساله، تک‌پسر خانواده، بدنساز و ساکن تهران بود و مدیریت شعبه‌ی تهرانپارس فست‌فود «شیلا» را بر عهده داشت. او در روز ۱۸ دی‌ماه در تهرانپارس، با شلیک مستقیم گلوله جان خود را از دست داد. خانواده‌اش پنج روز تمام در جست‌وجوی او بودند. به کلانتری‌ها، زندان‌ها، بازداشتگاه‌ها، پلیس امنیت و بیمارستان‌های تهرانپارس سر زدند و حتی به خانه‌های امنی رفتند که یافتن نشانی‌شان به‌سختی ممکن بود. روز سه‌شنبه، ساعت چهار صبح، برای بار دوم، راهی زن…

جاویدنام های تهران · ایمان اسدی · تهران · تهرانپارس

Lire le texte complet ici

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.