جاویدنام سحاب مشایخ
Décès سحاب مشایخ 31 ans en ایران Ispahan خیابان فلاطوری
Écrit par: جاوید
برای سحاب، زندگی صدایی داشت؛ گاهی صدای برخورد توپ با زمین فوتبال و گاهی موسیقیای که بیدلیل در گوشش میپیچید و حالش را عوض میکرد. سیویک سال بیشتر نداشت، اما همان سالها برای آنهایی که کنارش زندگی کرده بودند، پر از خاطرههای کوچک و زنده بود. او را به خوشرویی، مهربانی و شوقی که به زندگی داشت میشناختند؛ از آن آدمهایی که بودنشان، بیآنکه خودشان بدانند، حال جمع را بهتر میکند. شامگاه نوزدهم دی ۱۴۰۴، در خیابان فلاطوری اصفهان، دو گلوله سهم سحاب شد؛ یکی قلبش را از پشت شکافت و از بدنش خارج شد و دیگری به پایش نشست. با وجود اینکه او را به بیمارستان رساندند، اما زندگی گویی به اندازهای که سحاب به آن دلبسته بود، به سحاب دل نبست. رنج خانواده از همان شب آغاز شد. سحاب ناپدید شده بود. نه خبری از او بود و نه نشانی از اینکه کجا باید دنبالش بگردند. روزها میان بیمارستانها و مراکز مختلف سرگردان ماندند؛ هر خبر تازه، امیدی کوتاه میآورد و هر درِ بسته، اضطرابی تازه. جستوجویی که سرانجام خانواده را، نه به آغوش گرفتن دوبارهی سحاب، که به باغ رضوان اصفهان رساند؛ جایی که پیکر سحاب را پیدا کردند و در قطعه ۴۳، بوستان ۲۷، ردیف ۱ به خاک سپردند. شاید از زندگی سحاب، بیش از هر چیز همین تصویر باقی مانده باشد؛ جوانی که دلش با فوتبال میتپید، با موسیقی آرام میشد و زندگی را همانقدر که بود، دوست داشت. گاهی…
سحاب مشایخ · اصفهان