روایت جاویدنام صابر رمضانی؛ گلِ انار

Décès صابر رمضانی جلیسه 30 ans en ایران Dehloran جلیسه

Écrit par: کهن

جاویدنام صابر رمضانی، جوان گیلکِ ۳۰ ساله، اهل روستای جلیسه‌ی دیلمان و ساکن لاهیجان بود. براساس روایت مردم، این روستا از توابع دیلمان، محل سکونت خانواده‌هایی از کردهای دوران صفوی یا افشاری است که همچنان، علاوه بر فارسی و گیلکی، به زبان کردی نیز سخن می‌گویند. صابر سال‌ها در لاهیجان مغازه‌ی آرایشگری داشت و از مدتی پیش، پس از دریافت گواهینامه‌ی پایه یک، به‌عنوان راننده‌ی خودروی سنگین مشغول به کار شده بود. او که کمتر از یک سال پیش ازدواج کرده بود، در اعتراضات شب نخستِ فراخوان رضا پهلوی در ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، که با حضور گسترده‌ی مردم در شهرهای مختلف ایران برگزار شد، به جمع مردم دلیر لاهیجان پیوست. بنابر گزارش‌ها، این دلاور وطن در محدوده‌ی هلال‌احمر لاهیجان هدف شلیک گلوله‌ی جنگی قرار گرفت و جان خود را فدا کرد. گلوله‌ای که توسط تک‌تیراندازی از بالای یکی از ساختمان‌های اطراف شلیک شده بود، به زیر چشم او اصابت کرد. پیکر این قهرمان میهن، سه روز بعد، در باغ رضوان رشت به خانواده‌ی داغ‌دارش تحویل داده شد؛ با این شرط که خاک‌سپاری به‌صورت شبانه و بی‌سروصدا انجام شود. خاک‌سپاری او با مراسمی حماسی و پخش موسیقی محلی، دور از هرگونه مراسم مذهبی انجام شد. خانواده‌ی او درفش کاویانی، که نما‌د مقابله با ظلم اجنبی و غیر ایرانی است را در مراسم او به اعتراض درآوردند و سپس بر خاک مرارش گستردند. پدر داغ‌دیده‌ی این ج…

Lire le texte complet ici

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.