روایت جاویدنام علیرضا رحیمی؛ چشم‌هایش

Décès علیرضا رحیمی 26 ans en ایران Téhéran تهرانپارس

Écrit par: کهن

جاویدنام علیرضا رحیمی، ۲۶ ساله، در شب ۱۸ دی در محله‌ی تهران‌پارس تهران، همراه با برادرش امیررضا و دیگر اعضای خانواده، در پی فراخوان رضا پهلوی به جریان انقلاب مردمی پیوستند. علیرضا و برادر دوقلویش، امیررضا، در کنار سایر اعضای خانواده در فلکه‌ی سوم تهران‌پارس، میان جمعیت انبوه معترضان بودند که شلیک از روی پشت‌بام‌ها آغاز شد. یک شاهد عینی که در اعتراضات حضور داشته و پس از خروج از ایران با سازمان حقوق بشر ایران گفت‌وگو کرده است، گفته علیرضا رحیمی حدود ساعت ده شب، مقابل پایگاه بسیج کوچه‌ی ۲۰۲ تهران‌پارس، از پشت‌بام مخابرات سپاه، از فاصله‌ی نزدیک و به‌طور مستقیم از پشت سر، مورد اصابت گلوله‌ی جنگی قرار گرفت و بر زمین افتاد. او در آغوش عمویش به بیمارستانی در همان محدوده منتقل شد و پس از ۴۵ دقیقه تلاش برای احیای او، در نهایت جان باخت. پس از جان باختن، مشخصات هویتی او ثبت شد. خانواده روز ۲۰ دی برای تحویل پیکرش به بهشت زهرا مراجعه کردند و به سمت سوله‌ها برای یافتن پیکر هدایت شدند. پیکر علیرضا رحیمی، پس از جست‌وجوی ده نفر از اعضای خانواده در سوله‌ها، پیدا نشد. راننده‌ی آمبولانسی به خانواده گفت که برخی از پیکرها، به دلیل نبود فضا در سوله‌ها، در کانتینر نگهداری می‌شوند. پس از پرداخت مبلغ چندمیلیونی، با کمک راننده‌ی آمبولانس توانستند پیکر او را پیدا کنند. به گفته‌ی یکی از اعضای خانواده، به دلیل ا…

علیرضا رحیمی، تهران، تهرانپارس

Lire le texte complet ici

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.