جاویدنام آرش عسگری؛ آرش زنده است
Décès آرش عسگری 37 ans en ایران Téhéran صادقیه
Écrit par: آریشا
او قامت به زیبایی و استقامت افراشته بود؛ مردی از جنس آهن و اراده که در میان هیاهوی روزمرهی صادقیه، نان از شرف میخورد و خندهاش گرمابخش دلهای نزدیکانش بود. جوانی ۳۷ ساله، تازهدامادی که با صد هزار امید و آرزو خانهی امیدش را بنا نهاده بود و هیکل ورزیدهاش، نمادی از روح آزاد و شکستناپذیرش بود. او در همان باشگاهی وزنه میزد و بازو به بازوی همرزم و رفیق دیرینهاش، جاویدنام رضا باقرینژاد تمرین میکرد که عهدشان تا پای جان گسسته نشد. اما قلب او، فراتر از دیوارهای مغازه و وزنه و باشگاه، برای دیارش میتپید. آزادی، ترانهای بود که در روانش جریان داشت و فریاد حریّت را بیهیچ هراسی در هر گوشهای به گوش همگان میرساند. در آن شامگاه سرد ۱۸ دیماه، وقتی فریادهای آزادیخواهی و پرچم شیر و خورشید در آسمان شهر افراشته شد، او و داییاش، جاویدنام مهدی پورحاجیباقر، شانه به شانهی یکدیگر در صف اول اعتراضات گام نهادند. در خروش حقطلبی آریاشهر، او ردای عافیتطلبی را بر زمین انداخت و جان خویش را زرهی امنیت دیگران ساخت. درست در چند گامی بیمارستان ابنسینا، قامت استوارش هدف تیر شقاوت قرار گرفت. یک شلیک مستقیم به سر، و بس؛ در همان شب پرتلاطم، هر دو جان بر سر آرمان خویش نهادند و رؤیاهای شاباشخوردهاش در یک لحظه غرق در خون شد. علاوه بر غروب جانش، سنگینی غم او با پنج روز بیم و امید، پنج روز رنج و بیقرار…
آرش عسگری · صادقیه · بدنساز · امامزاده اسماعیل شهریار