جاویدنام جمیله حیدری؛ قرارمون قطعه ۳۲۹
Décès جمیله حیدری 45 ans en ایران Téhéran شهرک ولیعصر
Écrit par: آریشا
زنی ۴۵ ساله از دل شهرک ولیعصر تهران که خانه و خانوادهاش را بر مدارهای مهر و استواری بنا کرده بود. جمیله حیدری، مادری که نزدیکانش او را ایستاده، شجاع و لبریز از شادابی توصیف میکردند، در گسترهی جامعهی مدنی معترض، تنها به آیندهی فرزندانش و حقطلبی میاندیشید. امیرعلی و سانیا، تمام جهان او بودند؛ مادری که امنیت آنان را پیشفرض هر فردایی میدانست. شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در محدوده شهرک ولیعصر و مقابل کلانتری ۱۵۳، شلیک تیرهای ساچمهای و جنگی آغاز شد. در میان آشوب و رعب آتش، جمیله لحظهای تردید نکرد؛ عزیز همراهش را به آغوش کشید و تن خود را سپر بلای او ساخت. گلولهای از پشت بر قلبش نشست. پیکر نیمهجانش با شتاب به بیمارستان منتقل شد. همسرش در لحظات آخر، پیکر او را در بیمارستان بوسید و با التماس از او خواست که بلند شود و به خانه برگردند، اما نبض او در دفاع از زندگی از حرکت ایستاد. با پرکشیدن او، تار و پود خانوادهاش از هم گسیخت. همسرش در دلنوشتهای پرفغان خطاب به او گفت: «سلام عزیز دل، خیلی دلتنگتم. روزها خیلی سخت میگذره، تنها موندم. لحظهای از یادم نمیری؛ دستی که رو شونم گذاشتی و پشت من ایستادی مثل کوه. دلم برای اون روزها تنگ شده، دلم برای خندههات و کنارم بودنت تنگ شده. اشکام مهلت نمیدن حرف دلمو بیشتر برات بزنم... آخه بگو چی کار کنم با نبودنت؟ نمیتونم تنهایی تحمل کنم. م…
جمیله حیدری · شهرک ولیعصر · کلانتری ۱۵۳ · مادر