جاویدنام علی حیدری ویرانی
Décès علی ویرانی 20 ans en ایران Scène وکیل اباد
Écrit par: نَفَس
یادمه شب هجده دیماه بود. من، ابوالفضل حبیبزاده، علی حیدری ویرانی و یکی دیگه از دوستامون قرار گذاشتیم بریم فراخوان. ما اهل ویرانی هستیم، از ویرانی راه افتادیم و رفتیم سمت هفتتیر مشهد. مسیر حدود چهلوپنج دقیقه طول کشید و توی راه با هم حرف میزدیم. دوستم گفت: «بچهها خودتون رو آماده کردین بریم ساچمه بخوریم؟» وقتی رسیدیم، اصلاً فکرش رو هم نمیکردیم اینقدر جمعیت اومده باشه. از هفتتیر تا وکیلآباد، همهمون داشتیم شعار میدادیم. از همه کوچهها که به خیابون وصل میشد، دستهدسته مردم میاومدن، تقریباً میشه گفت گروهی بودن. یه ساعت نشده بود که بلوار وکیلآباد تا خیابون آزادشهر پوشیده شده بود از مردم. خب حق داشتن، اومده بودن حقشون رو فریاد بزنن. همهمون دست خالی بودیم، تقریباً همه لباس سیاه پوشیده بودیم. داشتیم با هم شعار میدادیم: «جاوید شاه، جاوید شاه» و همینطور همه یکصدا فریاد میزدیم: «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده». اونقدر جمعیت زیاد بود که صدامون طنینی به مشهد داده بود که نگو و نپرس. نیروهای سرکوب که دیدن از عهدهی ما بر نمیآن، عقبنشینی کردن تا میدان پارک. تا ساعت یازده شب، خیابون دست خودمون بود. گفتیم تموم شد، دیدی پیروز شدیم، دیدی حق بر باطل پیروز شد. یهو برقها رفت، همهجا تاریک شد و سیگنال موبایلهامون هم قطع شد. همه گوشیهامون رو در آوردیم و فلش گوشی رو روشن کردیم و ش…
علی حیدری ویرانی · جاویدنام های مشهد · وکیلآباد · هفتتیر