ملیکا دستیاب؛ آوای تنبوری که هرگز خاموش نخواهد شد
Décès ملیکا دستیاب 21 ans en ایران Kermanshah
Écrit par: جاویدبان JavidBaan
ملیکا دستیاب؛ نوای تنبوری که خاموش نشد من ملیکا دستیاب هستم؛ دختری کُرد از کرندغرب، در دامنههای دالاهو، سرزمینی که نوای تنبور با فرهنگ و خاطرات مردمش پیوند خورده است. از پیروان آیین یارسان بودم. موسیقی، شعر و ادبیات را دوست داشتم و تنبور مینواختم. دانشجوی سال آخر کارشناسی اقتصاد در دانشگاه پیام نور کرمانشاه بودم و مانند بسیاری از جوانان، برای آیندهام آرزوهایی داشتم. زندگی خیلی زود مرا با فقدان آشنا کرد. مادرم را از دست داده بودم و نبودنش جای خالی بزرگی در خانه گذاشته بود. فرزند بزرگ خانواده بودم و پس از رفتن او، بخشی از مسئولیت مراقبت از خواهر کوچکم را بر عهده گرفتم. میان درسهای دانشگاه، کارهای خانه و رسیدگی به خواهرم، برای علایق خودم نیز وقت میگذاشتم. تنبور برایم بخشی از زندگی بود؛ سازی که صدایش با فرهنگ مردم سرزمینم گره خورده و در شادیها و سوگواریهای آنان حضور داشته است. با وجود دلتنگی مادرم، زندگی را ادامه میدادم. هنوز درسهایی بود که باید تمام میکردم، نغمههایی که میخواستم بنوازم و روزهایی که آرزو داشتم در کنار عزیزانم تجربه کنم. دیماه ۱۴۰۴، اعتراضات سراسری ایران گسترش یافت. نارضایتی از وضعیت اقتصادی و اجتماعی، مردم بسیاری را به خیابانها کشانده بود. در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، همزمان با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای حضور مردم در خیابانها، اعتراضات در شهرهای مختلف شدت گ…
ملیکا دستیاب · چمری · دانشجو · کرند غرب · کرمانشاه