جاویدنام علیرضا مروتی؛ آینده‌ای که در یک گلوله متوقف شد

Décès علیرضا مروتی 21 ans en ایران Téhéran گلستان، اسلامشهر

Écrit par: رودابه

علیرضا مروتی، ۲۱ ساله، متولد ۲۱ بهمن ۱۳۸۲ بود و در گلستانِ اسلامشهر تهران زندگی می‌کرد. شغلش آزاد بود؛ با یک وانت، میوه و سبزیجات می‌فروخت و زندگی‌اش از همین کار ساده و روزمره می‌گذشت. جوانی بود با آرزوهایی که شاید برای دیگران معمولی به نظر برسند، اما برای خودش تمام معنای آینده بودند؛ می‌خواست ازدواج کند، خانه و خانواده‌ای داشته باشد و روزی یک پژو ۲۰۶ سفید بخرد؛ ماشینی که قرار بود با پول دسترنج خودش به دستش برسد. اما شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ ۱۴۰۴، همه‌چیز در خیابان‌های گلستان تغییر کرد. در جریان اعتراضات، علیرضا در میان مردم حضور داشت. نیروهای سرکوب به سوی معترضان شلیک کردند و گلوله‌ای به سر او اصابت کرد. علیرضا همان‌جا جان باخت؛ در آغوش یکی از عزیزانش. فاصله میان او و آینده‌ای که برای خودش ساخته بود، تنها چند ثانیه بود؛ آینده‌ای که قرار بود در آن ازدواج کند، خانه‌ای داشته باشد، کار کند و شاید روزی پشت فرمان همان پژو ۲۰۶ سفید بنشیند. اما آن شب، هیچ‌کدام از این رؤیاها به صبح نرسیدند. خانواده سه روز در انتظار ماندند تا سرانجام روز یک‌شنبه ۲۱ دی‌ماه توانستند پیکر علیرضا را تحویل بگیرند. مراسم خاک‌سپاری در شرایط شدید امنیتی در آرامستان «بهشت فاطمه» صالحیه اسلامشهر برگزار شد. حتی سوگواری نیز برای خانواده آسان نبود. نیروهای امنیتی اطراف خانه را زیر نظر داشتند و خانواده ناچار شدند دور از هر…

علیرضا مروتی · اسلامشهر · تهران

Lire le texte complet ici

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.