جاویدنام محمدصالح کنشلو

Décès محمدصالح کنشلو 17 ans en ایران Karaj محمدشهر

Écrit par: نَفَس

فرزند ایران و جان‌فدای ایران، محمدصالح کنشلو. ۱۷ سال، ۱۷ سال، ۱۷ ساله؛ محمدشهر کرج عزیز. وقتی مراد وِیسی سه‌بار سن یک جاویدنام را تکرار می‌کند، ناخودآگاه هر شنونده‌ای غم دنیا را در دلش احساس می‌کند. ۱۷ سالگی، سنی که تازه آغازگر تلاش برای رسیدن به آرزوهاست. محمدصالح متولد ۲۹ آذر ۱۳۸۷ بود. او تنها پسر خانواده بود و دو خواهر بزرگ‌تر داشت که او را عزیز خود می‌دانستند. او عاشق موتورسواری بود و با تلاش خودش توانسته بود موتوری برای خود بخرد؛ موتورسوار خوبی هم بود. در نوزدهم دی‌ماه، او هم برای رسیدن به آرزوهایی که همیشه در سر داشت، به خیابان آمد تا همراه دیگر هم‌شهری‌هایش در محمدشهر صدای خود را به گوش حکومت برساند. او برای مطالبه‌ی حقی به خیابان آمده بود که از او سلب شده بود، نه برای جنگ. اما متأسفانه سهمش از زندگی، شلیک گلوله‌ای بود که به وسط پیشانی‌اش اصابت کرد. پیکر این نوجوان دلاور پس از سه روز تلاش، به خانواده‌اش تحویل داده شد. مراسم خاک‌سپاری و چهلم این نوجوان با شکوه برگزار شد، همان‌طور که لیاقت یک مرد دلاور بود. در مراسمی که به یاد این نوجوان برگزار شد، تعداد زیادی از مردم و خانواده دور هم جمع شده بودند و همه با هم دست می‌زدند. مادرش بی‌تابی می‌کرد و بر صورت و سرش می‌زد. هیچ‌کس نمی‌توانست جلوی مادر را بگیرد، چرا که نوجوان ۱۷ ساله‌اش را از دست داده بود. محمدصالح دیگر موتورش را سوار…

کرج · جاویدنام های کرج · محمدصالح کنشلو · محمدشهر کرج

Lire le texte complet ici

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.