جاویدنام محمدرضا حسینی؛ عروسی‌ای که هرگز برگزار نشد

Décès سید محمدرضا حسینی 26 ans en ایران Téhéran اسلامشهر

Écrit par: نَفَس

محمدرضا حسینی، جوانِ لرِ ۲۶ ساله، اصالتاً اهل شهرستان ازنا در استان لرستان و ساکن اسلامشهرِ تهران بود. او راننده‌ی اسنپ بود؛ جوانی که همسرش او را سرشار از آرزوهای بزرگ، پر از شوق زندگی و سرشار از انرژی توصیف می‌کند. حدود یک سال و نیم از عقد او و همسرش می‌گذشت. قرار بود درست چند ماه پس از جاویدنام‌شدنِ محمدرضا، در نوروز ۱۴۰۵، جشن عروسی‌شان برگزار شود. در آستانه‌ی دومین سالگرد عقدشان، تمام دغدغه‌ی محمدرضا فراهم‌کردن مقدمات جابه‌جایی به خانه‌ی جدید و چیدن زندگی مشترکی بود که در انتظارش بودند. شامگاه نوزدهم دی‌ماه، محمدرضا به قصد خرید دارو از خانه بیرون رفت و در مسیر، به جمع معترضان پیوست؛ همان شب، در منطقه‌ی باغ فیضِ اسلامشهر، گلوله‌ی یک تک‌تیرانداز به‌طور مستقیم به گلوی او اصابت کرد و جانش را گرفت. خانواده‌اش سه روز در جست‌وجوی او بودند، تا سرانجام پیکرش را در میان هزاران پیکر دیگر در کهریزک یافتند. نهادهای امنیتی برای دفن پیکر محمدرضا در بهشت زهرا بر خانواده فشار آوردند، اما خانواده با این خواسته مخالفت کردند. سرانجام، پس از پیگیری‌های مداوم و پافشاری خانواده، پیکر محمدرضا حسینی در آرامستان دارالسلامِ اسلامشهر، به خاک سپرده شد. در این مراسم، جمعیت بسیاری برای زنده نگه‌داشتن یاد تازه‌دامادِ جاویدنام در کنار خانواده‌اش حضور یافتند. عکس‌های دامادی او دل هر بیننده‌ای را به درد می‌آورد؛…

سید محمدرضا حسینی · جاویدنام های اسلامشهر · کهریزک

Lire le texte complet ici

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.