جاویدنام کیاوش میرقاسمی
Décès سیدکیاوش میرقاسمی 18 ans en ایران Gorgan
Écrit par: مهرشید
کیاوش میرقاسمی، ۱۸ ساله، اهل گرگان بود؛ جوانی با رؤیاهایی بزرگتر از سنش. در بیوی صفحهٔ اینستاگرامش نوشته بود: «برای هدفهایی تلاش کن که دستنیافتنیاند؛ هدفهای کوچک را هر کسی میتواند به دست بیاورد.» جملهای که حالا، بعد از رفتنش، بیشتر از همیشه شبیه تصویری از شخصیت خودش به نظر میرسد؛ پسری بلندپرواز که نمیخواست به زندگی معمولی و محدود قانع باشد. کیاوش پسری فوقالعاده اجتماعی، مهربان و متفاوت بود. همیشه به مادرش میگفت: «من با بقیه فرق دارم.» وقتی مادرش از او میپرسید «یعنی چی؟» جواب میداد: «نمیدونم مامان… ولی خودم از بچگی حس میکنم با بقیه فرق دارم.» او هیچوقت منتظر آماده شدن شرایط یا کمک دیگران نمیماند. همیشه میگفت باید خودش راهش را بسازد و برای رسیدن به خواستههایش تلاش کند. میگفت: «من باید خودم تلاش کنم تا به چیزایی که میخوام برسم.» قرار بود زندگی تازهای را شروع کند. پیش از کشته شدنش تصمیم داشت به مشهد برود و در یک لابراتوار دندانپزشکی به عنوان کارآموز مشغول کار شود. حتی یک شب با دوستانش دورهمی گرفته و با آنها خداحافظی کرده بود؛ چون قرار بود به مشهد برود. او برای آیندهاش برنامه داشت؛ برای مستقل شدن، یاد گرفتن و ساختن زندگیای که در ذهنش تصور میکرد. اما فرصت رسیدن به آن آینده از او گرفته شد. تا پیش از هجدهم دیماه، فضای گرگان بیشتر در کنترل نیروهای امنیتی بود و از…
کیاوش میرقاسمی · گرگان