جاویدنام علی جانانی تبریزی

Décès علی جانانی تبریزی 21 ans en ایران Islamshahr شهرک قائمیه

Écrit par: رودابه

علی جانانی فقط بیست سال داشت؛ سنی که آدم معمولاً به‌جای فکر کردن به مرگ، برای آینده‌اش پول کنار می‌گذارد. او همین کار را می‌کرد. با موتور کار می‌کرد، درآمدش را پس‌انداز می‌کرد و پنج سال کنار دختری مانده بود که قرار بود همسرش شود. هرچه به‌دست می‌آورد، تکه‌ای از زندگی مشترکی بود که هنوز آغاز نشده بود. جمعه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، خیابان‌های شهرک قائمیه‌ی اسلامشهر صحنه‌ی اعتراضات مردمی بود. علی نیز در میان معترضان حضور داشت. به گفته‌ی یکی از آشنایانش، هنگامی که تلاش می‌کرد زنی مجروح را از میان سطل‌های زباله‌ای که به‌عنوان جان‌پناه استفاده می‌شد بیرون بیاورد، هدف شلیک مستقیم قرار گرفت. گلوله‌ها به سر و سینه‌اش اصابت کردند و فرصت ادامه‌ی زندگی را از او گرفتند. چند ساعت پیش از آن، آخرین تصویرش را در اینستاگرام منتشر کرده بود؛ عکسی روی موتور، همان وسیله‌ای که با آن کار می‌کرد و با آن برای آینده‌اش می‌جنگید. کنار تصویر نوشته بود: «برای به‌دست آوردن بهترین روزای زندگیت، باید تو بدترین روزای زندگیت بجنگی.» جمله‌ای که پس از کشته‌شدنش، بیش از هر روایت دیگری از او باقی ماند. علی دانشگاه نرفته بود، اما زندگی را از نزدیک می‌شناخت؛ با کار، عشق و امید. موسیقی رپ را دوست داشت و احساساتش را بی‌پرده در همان جهان جوانانه بیان می‌کرد. ایران را هم دوست داشت؛ آن‌قدر که در روزهای سخت، ماندن در خانه را انتخاب نکرد.…

علی جانانی · اسلامشهر · شهرک قائمیه

Lire le texte complet ici

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.