جاویدنام ابوالفضل زارع باغکمه

Décès ابوالفضل زارع باغکمه 18 ans en ایران Ispahan فلاورجان

Écrit par: جاوید

ده روز، برای مادری که نمی‌داند فرزندش کجاست، با هیچ تقویمی قابل اندازه‌گیری نیست. هر ساعتش میان امید و ترس می‌گذرد؛ با این خیال که شاید هنوز زنده باشد، شاید در بیمارستانی دیگر بستری شده باشد و شاید فقط راهی برای خبر دادن پیدا نکرده باشد. این انتظار، سهم مادر ابوالفضل زارع باغکمه شد. جوان هجده‌ساله اصفهانی که در ۱۹ دی، مقابل چشمان مادرش هدف گلوله قرار گرفت. گلوله از پشت به کمرش اصابت کرد و او بر زمین افتاد. مادر، بی‌آن‌که فرصتی برای فکر کردن داشته باشد، خود را به پسرش رساند و او را به بیمارستان غرضی انتقال داد؛ با امیدی که هر مادری در آن لحظه به آن چنگ می‌زند؛ امید به این‌که پزشکان بتوانند فرزندش را نجات دهند. اما از همان‌جا، ابوالفضل ناپدید شد. خانواده دیگر هیچ خبری از او نداشتند. مراجعه به بیمارستان، پرس‌وجو و جست‌وجو، پاسخی برای این پرسش ساده نداشت که «ابوالفضل کجاست؟» روزها یکی پس از دیگری سپری شدند و بی‌خبری، سنگین‌تر از هر خبر تلخی بر خانواده سایه انداخت. ده روز بعد، انتظار پایان یافت؛ اما نه با خبری که خانواده چشم‌انتظارش بودند. پیکر ابوالفضل را پیدا کردند، در حالی که به اشتباه با نام فرد دیگری در حال خاک‌سپاری بود. جست‌وجوی ده‌روزه، سرانجام به پایان رسید؛ اما پایانش، وداع با جوان هجده‌ساله‌ای بود که دیگر هرگز به خانه بازنمی‌گشت. سرانجام ابوالفضل زارع باغکمه در آرامستان بهشت…

اصفهان · فلاورجان · جاویدنامان اصفهان · ابوالفضل زارع باغکمه

Lire le texte complet ici

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.