جاویدنام علی نجف‌زاده

Décès علی نجف‌‌‌زاده 25 ans en ایران Scène بلوار هاشمیه

Écrit par: نَفَس

چهره‌ی خندان علی در عکس‌هایی که از او به‌جا مانده، همان چیزی است که همه‌ی آشنایانش اول از آن یاد می‌کنند: چهره‌ای معصوم، با لبخندی که انگار هیچ‌وقت از صورتش کنار نمی‌رفت. علی نجف‌زاده، برادر عرفان، اهل و ساکن مشهد، دانشجوی کارشناسی ارشد میکروبیولوژی در دانشگاه مشهد بود و آینده‌اش را میان کتاب‌ها، آزمایشگاه‌ها و راهروهای دانشگاه جست‌وجو می‌کرد. جوانی که روزهایش با درس و پژوهش می‌گذشت و رؤیاهایش را آرام و با حوصله، صفحه به صفحه می‌ساخت. یکی از هم‌دانشگاهی‌هایش او را این‌طور به یاد می‌آورد: «علی همونی بود که تو هر نقطه از دانشکده می‌دیدمش، میومد و می‌گفت: چطوری؟» همین یک جمله‌ی ساده، تصویر علی را کامل می‌کند: کسی که حال دیگران برایش مهم بود و هر جا می‌رسید، مهربانی‌اش زودتر از خودش می‌رسید. زمستان ۱۴۰۴، خشمی که سال‌ها زیر پوست شهرها انباشته شده بود، با سقوط ارزش پول ملی و گرانی سرریز کرد و از بازار به خیابان‌ها رسید. چیزی نگذشت که خواسته‌ی مردم از نان و معیشت فراتر رفت و به آزادی و پایان این حکومت رسید. در همین روزها، شاهزاده رضا پهلوی از ایرانیان دعوت کردند که شامگاه ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه در خیابان‌ها حاضر شوند و یک‌صدا خواسته‌شان را فریاد بزنند. مشهد هم مثل بسیاری از شهرهای ایران، این دعوت را بی‌پاسخ نگذاشت. علی به این فراخوان پاسخ مثبت داد. در یک شب سرد زمستانی، کتاب‌ها را کنار گذاشت و هم…

علی نجف زاده · جاویدنام · دانشجو · مشهد

Lire le texte complet ici

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.