جاویدنام جابر صالحی

जान गंवाना جابر صالحی 45 वर्ष में ایران अराक شازند

लेखक: نَفَس

جابر صالحی، جوشکار آرگون در صنعت نفت، اهل و ساکن اراک بود. مردی ساده و پرکار که روزهایش را در کارگاه می‌گذراند و شب‌ها به خانه و نزد دو پسرش، یکی ۴ ساله و دیگری ۱۶ ساله، بازمی‌گشت. به گفتهٔ آشنایانش، انسانی مهربان، صمیمی و عاشق حیوانات بود؛ کسی که مهربانی‌اش را همه در محله و میان همکارانش به یاد دارند. روز ۱۹ دی، جابر نیز همچون بسیاری از هم‌شهریانش، خسته از فشار معیشت و بی‌عدالتی، به صفوف اعتراضات مردمی اراک پیوست. در میانهٔ درگیری‌های شازند بود که گلوله‌ای جنگی به پهلویش اصابت کرد. در همان لحظات، وقتی به او شلیک کردند، دست یکی از همراهانش را گرفت و با صدایی آرام گفت: «منو نبرید بیمارستان، من نمی‌رسم.» با این حال اطرافیانش دست از تلاش برنداشتند و کوشیدند او را هرچه سریع‌تر به بیمارستان برسانند. اما جابر همان‌جا، جلوی در بیمارستان، بر اثر شدت جراحت جان باخت؛ درست همان‌طور که خودش پیش‌بینی کرده بود. پیکر بی‌جانش را به اراک منتقل کردند، اما تا سه روز تحویل خانواده‌اش ندادند. سرانجام، در دل شب، ساعت ۳ بامداد روز سوم، در آرامستان شازند اراک، در محلهٔ ازنا، در شرایطی به‌شدت امنیتی و با حضور تعداد محدودی از بستگان، به خاک سپرده شد. در ویدیوهایی که در اینستاگرام منتشر شد، بی‌تابی پسر ۴ سالهٔ جابر به تصویر کشیده شده؛ کودکی که بر مزار پدر، سرگردان در جست‌وجوی او، مدام نامش را صدا می‌زد. مراس…

جابر صالحی · جاویدنام های اراک · شازند · محلهٔ ازنا

यहाँ पूरा पाठ पढ़ें

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.