جاویدنام علی محمودی؛ مردی از فریدون‌شهر و شیفته‌ی شاهنامه

जान गंवाना علی محمودی 33 वर्ष में ایران फ़रीदूनशहर زینبیه

लेखक: آوین

در دامنه‌های شاهان‌کوه و فردوان، زمستان به فریدون‌شهر زودتر می‌رسد. سرما در خیابان‌ها می‌خزد و ردپایش آرام و بی‌صدا، شهر را سپید می‌کند. زندگی در شهرهای پربرف سخت است و مردمش سخت‌کوش می‌شوند، اما دل‌شان گرم است؛ صمیمی و خونگرم، مثل علی که دوستان و آشنایانش او را به خوش‌رویی و مردانگی می‌شناختند. التهابات ۱۸ دی‌ماه از سردی زمستان کم نمی‌کرد، اما مردم در خیابان‌ها بودند. علی هم با آن‌ها بود. علی در ۱۸ فروردین ۱۳۷۱ به دنیا آمده بود؛ از گرجی‌های فریدون‌شهر اصفهان. دیپلم داشت، مجرد بود و برای رونق دادن به کسب‌وکارش در فروش آهن‌آلات بسیار تلاش می‌کرد. زندگی برای او آسان نگذشته بود. خودش خوب می‌دانست که برای ساختن آینده باید قدم‌به‌قدم جلو برود و با زحمت، کارش را سرپا نگه دارد. آرزویش این بود که کسب‌وکارش رونق بگیرد و بتواند زندگی بهتری برای خانواده‌اش فراهم کند، اما فرصت رسیدن به آن را پیدا نکرد. علی عاشق شاهنامه بود و شاهنامه‌خوانی را دوست داشت. فردوسی را بخشی از هویت و فرهنگ ایرانی می‌دانست. در منطقه‌ی زینبیه، در میان جمعیت، گلوله‌ای جنگی به قلب علی اصابت کرد و بر سنگفرش خیابان افتاد. مردم تلاش کردند او را به بیمارستان فاطمیه زینبیه برسانند، اما اجازه‌ی ورود به آن‌ها داده نشد. بعد او را به دارالشفای فاطمیه منتقل کردند؛ اما دیگر کاری از دست کسی برنمی‌آمد. همان شب، قلب علی از تپیدن ایستا…

علی محمودی · گرجی · فریدونشهر

यहाँ पूरा पाठ पढ़ें

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.