جاویدنام فائزه مستعان؛ قهرمان آزادی
जान गंवाना فائزه مستعان 20 वर्ष में ایران करज هشتگرد
लेखक: جاوید
شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴، خیابانهای فردیس کرج صحنهی اعتراض مردمی بود که دیگر ادامهی حکومت جمهوری اسلامی را نمیخواستند. معترضان با شعارهای «جاوید شاه»، «مرگ بر دیکتاتور» و «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» خواستهی خود را فریاد میزدند. این اعتراضات در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای حضور مردم در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی شکل گستردهای به خود گرفته بود. فائزه مستعان، دختر ۱۹ سالهای که آن شب در فردیس حضور داشت، با شلیک گلولهی جنگی به سینهاش کشته شد. گزارشهای منتشرشده حاکی از آن است که گلوله از بالای یک ساختمان شلیک شده بود. فائزه در میان مردمی بود که به خیابان آمده بودند تا مخالفتشان را با جمهوری اسلامی و خواستشان را برای تغییر حکومت اعلام کنند. آن شب، شعارها در خیابان طنین انداخته بود؛ اما پاسخ نیروهای سرکوبگر به معترضان، گلوله بود. پس از تیراندازی، مردم پیکر فائزه را در پتویی پیچیدند و به پارکینگ ساختمانی بردند. خانوادهاش از او خبر نداشتند و در جستوجوی دخترشان بودند تا سرانجام نشانی محل نگهداری پیکر را پیدا کردند. پدر فائزه با شتاب خود را به آنجا رساند و دخترش را در آغوش گرفت. او را به خانه بردند؛ همان خانهای که خانواده تا ساعاتی پیش چشمانتظار بازگشتش بودند. مادر فائزه تا سپیدهدم پیکر دخترش را در آغوش نگه داشت. ساعتها گذشت و او حاضر نبود از دخترش جدا شود. حوالی صبح، برای انتقال…
فائزه مستعان · کرج · هشتگرد