جاویدنام حسن مظلومی؛ در امتداد یک مکث
जान गंवाना حسن مظلومی 28 वर्ष में ایران तेहरान یافت آباد
लेखक: آریشا
حسن مظلومی، جوانی پر از امید و آرزو و از نسل زد که با قلبی سرشار از رویاهای بزرگ در پی تغییر شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه بود، او در محلهی یافتآباد تهران، چشم به جهان گشود و تا هنگام مرگ در ۲۸ سالگی، تنها زندگی میکرد. او که به صورت مستقل در صنف ساختوساز و فروش مبلمان فعالیت داشت و کسبوکارش در قلب بازار مبل یافتآباد (بازار مبل ایران) جریان داشت. همزمان با موج سهمگین گرانیها، افزایش سرسامآور قیمت دلار و اعتصابات سراسری بازاریان و کسبهی غیور، حسن نیز در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، شجاعانه گام در میدان دادخواهی گذاشت. شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، در پی فراخوانهای اعتراضی، تجمع و اعتصابی گسترده در منطقهی یافتآباد شکل گرفت و حسن نیز در میان جمعیت حقطلب حاضر شد. در جریان تعقیب و گریز خیابانی توسط نیروهای سرکوبگر و عوامل جنایتکار جمهوری اسلامی، عینک حسن که همواره همراه او بود از چشمش بر زمین افتاد؛ او لحظهای مکث کرد تا عینک خود را از روی زمین بردارد، اما در همین ثانیه، از فاصلهی نزدیک و از پشت سر، با شلیک مستقیم گلولهی جنگی و گلولههای ساچمهای نیروهای حکومتی از ناحیه سر هدف قرار گرفت. پیکر نیمهجان این جوان دلیر بلافاصله به بیمارستان شهدای یافتآباد منتقل شد و پس از انجام عمل جراحی اضطراری، برای لحظاتی هوشیاری نسبی خود را بازیافت، اما به دلیل شدت آسیب و خونریزی شد…
حسن مظلومی · بازار مبل · یافت آباد · بهشت زهرا