جاویدنام مینا پاکمنش
जान गंवाना مینا پاک منش 36 वर्ष में ایران तेहरान هفتحوض
लेखक: جاوید
روزی که پدرش را از دست داد، زندگی برای مینا پاکمنش معنای دیگری پیدا کرد. از آن پس، تنها سوگوار یک پدر نبود؛ باید تکیهگاه مادری میشد که پس از سالها زندگی مشترک، همدمش را از دست داده بود. بار مسئولیت، آرام و بیصدا بر شانههای دختری نشست که هنوز آرزوهای خودش را در سر داشت، اما آنها را کنار گذاشت تا خانه، گرمای خود را از دست ندهد. مینا دانشآموخته رشته کامپیوتر بود. دختری که آیندهاش را با امید و تلاش میساخت و در کنار همه دغدغههای زندگی، نمیخواست مادرش احساس تنهایی کند. کسانی که او را میشناختند، از روحیه مسئولیتپذیر و مهربانیاش یاد میکنند؛ از دختری که پس از فقدان پدر، بیش از آنکه به خودش بیندیشد، به آرامش مادرش فکر میکرد و تلاش داشت جای خالی پدر را، هرچند اندک، پر کند. ۱۸ دی ۱۴۰۴، هنگامی که اعتراضات مردمی تهران ادامه داشت، مینا راهی هفتحوض شد. اما نه برای خشونت؛ او برای کمک به مجروحانی رفته بود که در میان دود و آشوب، به یاری نیاز داشتند. همانجا، گلولهای که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بهطور مستقیم شلیک کردند، سر او را نشانه گرفت و زندگی دختری را پایان داد که تمام سالهای جوانیاش را صرف ایستادن کنار خانواده کرده بود. مادر، همان کسی که مینا سالها تکیهگاهش بود، اینبار باید داغ سنگین دخترش را نیز بر دوش میکشید. سرنوشتی تلخ که نهتنها خانوادهای را از حضور فرزندشان…
مینا پاکمنش · تهران · هفتحوض