جاویدنام ابوالفضل مرشد‌عباسی؛ آن‌سوی سکوت سنگ

जान गंवाना ابوالفضل مرشد‌عباسی 21 वर्ष में ایران मशहद بلوار صبا

लेखक: نورا

روی سنگ مزار ابوالفضل مرشدعباسی، برای جوانی بیست‌ویک‌ساله سرگذشتی نوشته‌اند که خودش هرگز فرصت خواندنش را نداشت. او را «نذر امام زمان» کرده‌اند، «شهید» نامیده‌اند و کشته‌شدنش را به «عوامل خودفروخته آمریکایی صهیونیستی» نسبت داده‌اند. حتی تاریخی که بر سنگ قرار گرفته، با شبی که نام ابوالفضل در میان جان‌باختگان ۱۹ دی مشهد ثبت شده، هم‌خوان نیست. چند سطر بر سنگ، محکم و ماندگار؛ گویی می‌شود پس از رفتن یک انسان، گذشته‌اش را از نو نوشت و همان را برای آینده به جا گذاشت. اما پیش از آن سنگ، پیش از آن واژه‌ها و پیش از دستی که برای او سرگذشتی تازه تراشید، ابوالفضل زندگی کرده بود؛ انتخاب کرده بود و اثر انگشت خودش را بر زمان گذاشته بود. او فرزند ارشد خانواده‌ای مذهبی بود. مادرش خادم افتخاری حرم امام رضا بود و پدرش نگهبان ساختمانی متعلق به سپاه. ابوالفضل در همان خانه‌ی بزرگ شده بود، اما جوانی‌اش کم‌کم رنگ خودش را گرفته بود. دیپلمش را گرفته و در آستانه‌ی سربازی بود؛ دلش می‌خواست مستقل شود، روی پای خودش بایستد و زندگی‌ای داشته باشد که تصمیم‌هایش بیشتر از همیشه از آنِ خودش باشند. رد نگاه ابوالفضل در گوشه‌های کوچکی از زندگی‌اش باقی مانده بود. زیر یکی از پست‌ها پرچم شیر و خورشید گذاشته بود، مطلبی درباره‌ی فقر را بازنشر کرده بود و آخرین بازنشر صفحه‌اش فراخوان رضا پهلوی برای اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی بود. هیچ‌کد…

مشهد · بلوار صبا · ابوالفضل مرشد‌عباسی

यहाँ पूरा पाठ पढ़ें

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.