جاویدنام فائزه حسیننژاد؛ آشوب فِرهای بیدار
जान गंवाना فائزه حسیننژاد 22 वर्ष में ایران मशहद آزادشهر
लेखक: چکاد
تکدختر موفرفری زیبای خانواده؛ از جنس طراوت بارانهای رشت، مملو از شور و انگیزه، دانشجوی سال سوم مامایی و والیبالیست. نوزدهم دیماه ۱۴۰۴، در ۲۲ سالگی در منطقه آزادشهر مشهد. برای کاری شخصی از خانه خارج شده بود که با شلیک مستقیم گلوله نیروهای سرکوبگر، میان بوی تند باروت و آسفالت غرق در خون، ناگهان از کالبد تن رها شد. من همپای جدانشدنی فائزه و همراه معترض و وفادار او بودم. تارهای موهای فِری که با هر تپش قلب او، جان میگرفتند و من در این یگانگی غرق در شادی بودم. در تمام احوالم؛ بلند یا کوتاه، رها یا بستهــ سوگلی نگاه او و اطرافیانش بودم. بهخاطر پیچوتاب تارهای من بود که مامانلیلا، فائزه را «عروسک مو فرفری زیبا» لقب داده بود. از طرفی، هرگز فراموش نمیکنم که او در مدرسه بهخاطر پناه دادن به من، چه سختیها و دردسرهای تلخی را بهجان خرید. نه اینکه از نظر فائزه بار اضافی یا دستوپاگیر باشم؛ بلکه برعکس، با عشقی که به من میورزید، آینه تمامقد غرور و زیباییاش بودم. اما مجریان قانون خاکستری مدرسه تاب دیدن حتی چند تار سرکش مرا زیر مقنعه نداشتند؛ تذکرهای پیدرپی آنها، رنجشی مشترک بود که میان من و او جوانه میزد؛ گویی زیبایی من، جرمی بود که او باید تاوانش را میداد. خوب بهخاطر دارم که پس از شهریور ۱۴۰۱ و آغاز جنبش مهسا، ورق برگشت. من پابهپای جسارت و شجاعت فائزه، طعم آزادی را در خیاب…
فائزه حسین نژاد · آشوب فِرهای بیدار · چکاد · مشهد