جاویدنام امیرمحمد خیاط؛ قهرمانی که نامش در یادها ماند

जान गंवाना امیرمحمد خیاط 22 वर्ष में ایران निशापुर

लेखक: ارشان

من امیرمحمد خیاط هستم؛ اهل نیشابور، تکواندوکار و صاحب یک مغازه لباس‌فروشی. زندگی‌ام میان تمرین، مسابقه و کار می‌گذشت. از نوجوانی تکواندو را آغاز کردم و سال‌هایی از عمرم را در سالن‌های ورزشی گذراندم؛ با تمرین‌هایی که باید تکرار می‌شد و رقابت‌هایی که برایشان آماده می‌شدم. از سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۴، بیش از بیست عنوان قهرمانی، نایب‌قهرمانی و سومی در رقابت‌های باشگاهی استانی به دست آوردم. پشت هر مقام، روزهای تمرین بود. مدال‌ها بخشی از زندگی‌ام بودند؛ یادگار راهی که برای پیشرفت در آن تلاش کرده بودم. دیپلم علوم انسانی داشتم. حدود دو سال پیش از جان‌باختنم، مغازه لباس‌فروشی راه انداختم. در کنار ورزش، کار می‌کردم و برای ادامه کسب‌وکارم برنامه داشتم. برای خرید لباس‌های مغازه حدود هفتصد میلیون تومان چک نوشته بودم؛ تعهدی برای کاری که هنوز در جریان بود و باید ادامه پیدا می‌کرد. شامگاه هجدهم دی‌ماه ۱۴۰۴، در روزهای فراخوان شاهزاده رضا پهلوی و خیزشی که انقلاب شیروخورشید نام گرفت، در اطراف میدان خیام نیشابور هدف شلیک مزدوران رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفتم. دو گلوله جنگی به بدنم اصابت کرد. با وجود جراحت، بخشی از مسیر را طی کردم و با خودرویی شخصی به خانه رسیدم. پس از آن به بیمارستان منتقل شدم، اما خون‌ریزی شدید بود و جان باختم. بیستم دی‌ماه، پیکرم را در بهشت فضل نیشابور به خاک سپردند. حدود یک ماه بعد، بنیاد…

امیرمحمد خیاط · نیشابور · قهرمان تکواندو · انقلاب ملی ایران

यहाँ पूरा पाठ पढ़ें

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.