جاویدنام نوید نوری

जान गंवाना نوید نوری 24 वर्ष में ایران रिश्ता رستم‌آباد

लेखक: مهرشید

دوستان نوید نوری او را جوانی خوش‌برخورد، مهربان و همیشه خندان توصیف می‌کنند. از آن آدم‌هایی بود که حضورش جمع را گرم می‌کرد و برای دور هم بودن، بهانه می‌ساخت. گاهی یک تماس یا یک پیشنهاد ساده از طرف نوید کافی بود تا جمع‌شان دوباره شکل بگیرد. هر وقت یکی از دوستانش به کمک یا دلگرمی نیاز داشت، نوید از نخستین کسانی بود که کنارش می‌ایستاد؛ تکیه‌گاهی که دیگران روی همراهی‌اش حساب می‌کردند و حضورش به جمع دوستان آرامش و صمیمیت می‌بخشید. در خانه هم با اینکه فرزند آخر خانواده بود، بیش از همه هوای پدر، مادر و دیگر اعضای خانواده را داشت. نوید، متولد اول اسفند ۱۳۸۰، جوانی ۲۴ ساله و اهل رستم‌آباد گیلان بود. او دانشجوی سال آخر رشته حسابداری بود و در شهرش مغازه موبایل‌فروشی داشت و تعمیرات تخصصی تلفن همراه انجام می‌داد. ورزش بخش مهمی از زندگی‌اش بود؛ بدنسازی را به‌طور جدی دنبال می‌کرد و علاوه بر آن، داور فوتبال در سطح استان گیلان نیز بود. شامگاه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات مردمی، نوید در محدوده اطراف مسجد جامع رستم‌آباد حضور داشت. به گفته شاهدان عینی، با آغاز تیراندازی، تلاش می‌کرد مردم را به محل‌های امن هدایت کند و به مجروحانی که با ساچمه هدف قرار گرفته بودند کمک برساند. دوستانش روایت کرده‌اند که پس از اصابت گلوله نیز، به دلیل توان جسمی بالایش، در تلاش بود که دیگران را نگران نکند و می‌گفت: «چیز…

نوید نوری · رستم‌آباد · رشت · دانشجو

यहाँ पूरा पाठ पढ़ें

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.