جاویدنام محمد اسدی قفری
जान गंवाना محمد اسدی قفری 22 वर्ष में ایران इस्फ़हान ملکشهر
लेखक: جاوید
محمد اسدی قفری، جوان ۲۲ سالهی اهل ملکشهر اصفهان، برای خودش برنامههایی داشت. روزهایش را با کار در زمینهی ساخت و نصب نردههای استیل میگذراند و میخواست قدم بعدی را بردارد؛ مغازهی خودش را راه بیندازد و حاصل زحمتش را در کاری ببیند که به خودش تعلق داشته باشد. بدنسازی و شنا هم بخشی از زندگیاش بود. دوستانش او را به مهربانی و مرامش میشناختند و «پتروس فداکار» صدایش میکردند؛ لقبی که میان آنها جا افتاده بود و از تصویری میآمد که از او در ذهن داشتند. دیماه ۱۴۰۴، اعتراضها از اعتصاب بازاریان و کسبه آغاز شد و به خیابانهای شهرهای مختلف ایران رسید. مردم از شاهزاده رضا پهلوی درخواست همراهی کردند و او در پاسخ، برای روزهای ۱۸ و ۱۹ دی فراخوان داد؛ از مردم خواست خواستههایشان را در خیابانها، از خانهها و پشتبامها و هر جایی که حضور دارند، فریاد بزنند. خواستههایی که در شعارهای معترضان شنیده میشد، از پایان جمهوری اسلامی تا بازگشت خاندان پهلوی و ساختن آیندهای متفاوت برای ایران را در بر میگرفت. محمد هم در میان نسلی زندگی میکرد که از وضع موجود به ستوه آمده بود و مانند میلیونها ایرانی دیگر، آیندهای متفاوت میخواست. شامگاه ۱۹ دی، خیابانهای اصفهان نیز صحنهی حضور مردم بود. مردمی که پاسخشان گلولههای جنگی سرکوبگران رژیم جمهوری اسلامی شد. محمد نیز در محدودهی خیابان رباط سوم و میدان علیخانی…
محمد اسدی قفری · میدان علیخانی · اصفهان · انقلاب شیروخورشید