طاهره «شبنم» سلمانیان؛ آخرین دیدار در هفت تیر
जान गंवाना طاهره شبنم سلمانیان 49 वर्ष में ایران मशहद
लेखक: زرین
طاهره «شبنم» سلمانیان، فرزند فریدون، چهلونه ساله، مشهد، بهشت رضا تقدیم به حمید و مادر داغدیدهاش. دو روز تمام است که همهٔ موتورهای جستجو را بالا و پایین میکنم تا خبری، نوشتهای، کامنتی بخوانم که تو را بیشتر بشناسم و بهتر بشناسانمت. تلاشم ناکام میماند و فقط به یک اسم و یک فامیل و تاریخ تولد و عروجی که روی یک سنگ قبر سیاه با حاشیههای طلاییست باید بسنده کنم. در حاشیهٔ سنگ حک شده: «به سراغ من اگر میآیید، نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد، چینی نازک تنهایی من»... روی عکسهایت زوم میکنم. زمینهٔ یکی از عکسها، شعریست. روی کامنتها دقیق میشوم. یکی نوشته: «هم عکس دستکاری شده و هم کپشن غلط است». دنبالش میکنم و درِ غمکدهاش را باز میکنم و وارد اینستاگرامش میشوم. تا قبل از دیماه فقط عکس از گربههای سیاه و سفیدش پست گذاشته. در پست بالاتر، تو «شبنم» تکیه دادهای به شانهٔ مردی، رها در ساحل چالیدره؛ مرد خسته از پازدن پدالو، زمین و زمان را متوقف کرده و عاشقانههایشان را به اشتراک میگذارد. به نظر زمان زیادی از پیوندتان نمیگذرد؛ حال و هوا و فضای گرم پستهای دونفرهتان اینطور به من القا میکند. جایی دستهایی مردانه، کاپشن سیاه سوراخ و خونینی را نشان میدهد و نوشته: «هدیهٔ ولنتاین را پیشپیش گرفتم.» جایی تاریک، زنی روی زمین سرد افتاده و خونش دلمه بسته. چلهٔ دوم زمستان مشهد استخ…
مشهد · طاهره شبنم سلمانیان