جاویدنام علی صادقی؛ عقابی که اوج را برگزید

जान गंवाना علی صادقی 34 वर्ष में ایران

लेखक: آوین

علی صادقی، متولد ۱۶ دی ۱۳۷۰، جوانی ۳۴ ساله از تهران بود؛ کارمند دفتری در صنایع پتروشیمی و مواد اولیه پلاستیک. خانواده و دوستانش او را پسری شوخ، خوش‌خنده و سرزنده به یاد می‌آورند؛ کسی که حضورش در هر جمعی می‌توانست شادی و گرما به همراه بیاورد. اما پشت این روحیه‌ی شاد، قلبی حساس نسبت به رنج دیگران داشت. علی نسبت به درد آدم‌ها بی‌تفاوت نبود؛ به انسان‌ها کمک می‌کرد و حیوانات را نیز فراموش نمی‌کرد. برای او کمک کردن بخشی از رفتار روزمره‌اش بود، نه کاری که تنها در شرایط خاص انجام دهد. علی در اعتراضات پس از کشته‌شدن مهسا امینی نیز حضور داشت و به همین دلیل ده روز بازداشت شد. این تجربه نتوانست او را از آنچه در جامعه می‌گذشت دور کند. در روزهای دی‌ماه ۱۴۰۴ نیز وقتی خیابان‌ها شاهد خشونت و زخمی‌شدن مردم بودند، ترجیح داد در کنار دیگران بماند. در هجدهم و نوزدهم دی‌ماه، علی به مجروحان کمک می‌کرد. خودش زخمی‌ها را به بیمارستان می‌رساند و شاهد صحنه‌هایی بود که آدم‌ها مقابل چشمانش جان می‌دادند. با این همه، بیستم دی‌ماه دوباره از خانه بیرون رفت. آن روز، در خیابان پیروزی تهران، گلوله‌ی جنگی به پهلوی علی اصابت کرد و جانش را گرفت. علی پیش از آن، جمله‌ای گفته بود که حالا برای دوستان و خانواده‌اش معنایی تلخ و ماندگار پیدا کرده است: «من دوست ندارم پیر بشم و بمیرم، یه جوری می‌میرم که برام هشتگ می‌زنید.» شاید خو…

تهران · عقاب · علی صادقی

यहाँ पूरा पाठ पढ़ें

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.